بعد از انجام يك كار خوب يا بد ، بلافاصله محكمه آن در درون جان تشكيل مىگردد و به حساب و كتاب او مىرسد .
لذا گاه در برابر يك كار نيك و مهم چنان احساس آرامش درونى مىكند و روح او لبريز از شادى و نشاط مىشود كه لذت و شكوه و زيبايى آن ، با هيچ بيان و قلمى قابل توصيف نيست .
و به عكس گاهى به دنبال يك خلاف و جنايت بزرگ چنان گرفتار كابوس وحشتناك و طوفانى از غم و اندوه مىگردد و از درون مىسوزد كه از زندگى به كلى سير مىشود و حتى گاه براى رهايى از چنگال اين ناراحتى خود را آگاهانه به مقامات قضايى معرفى و به چوبهء دار تسليم مىكند .
شباهتهاى محكمهء وجدان با دادگاه رستاخيز
اين دادگاه عجيب درونى شباهتهاى عجيبى به دادگاه رستاخيز دارد .
1 - قاضى و شاهد و مجرى حكم در حقيقت در اين جا يكى است ، همانطور كه در قيامت چنين است :
عالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ انْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ فِى مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ » « 1 »
[ اى ] داناى نهان و آشكار ! تو خود در ميان بندگانت بر سر آنچه [ از عقايد و عبادات ] اختلاف مىكردند ، داورى خواهى كرد .
2 - اين دادگاه وجدان توصيه و رشوه و پرونده سازى بشرى را نمىپذيرد ، همانطور كه دربارهء دادگاه قيامت نيز مىخوانيم :
وَ اتَّقُوا يَوْماً لاتَجْزِى نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لايُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَلا يُؤْخَذُ
هامش
( 1 ) - زمر ( 39 ) : 46 .