به روز قيامت سوگند مىخورم ، * و به نفس سرزنشگر قسم مىخورم .
در تفسير « نمونه » ذيل آيهء فوق آمده است :
« حقيقت اين است كه يكى از دلائل وجود « معاد » وجود « محكمهء وجدان » در درون جان انسان است كه به هنگام انجام كار نيك روح آدمى را مملو از شادى و نشاط مىكند و از اين طريق به او پاداش مىدهد و به هنگام انجام كار زشت يا ارتكاب جنايت روح او را سخت در فشار قرار داده و مجازات و شكنجه مىكند ، به حدى كه گاه براى نجات از عذاب ، وجدان اقدام به خودكشى مىكند .
يعنى در واقع وجدان حكم اعدام او را صادر كرده و به دست خودش اجرا مىكند .
بازتاب نفس لوّامه در وجود انسانها بسيار گسترده و از هر نظر قابل دقت و مطالعه است .
وقتى عالم صغير يعنى وجود انسان در دل خود محكمه و دادگاه كوچكى دارد ، چگونه عالم كبير با آن عظمتش محكمهء عدل عظيمى نخواهد داشت .
ما از وجود « وجدان اخلاقى » پى به وجود « رستاخيز و قيامت » مىبريم و نيز از همين جا رابطهء جالب اين دو سوگند روشن مىشود و به تعبير ديگر سوگند دوم دليلى بر سوگند اول است .
دادگاه وجدان آن قدر عظمت و احترام دارد كه خداوند به آن سوگند ياد مىكند و آن را بزرگ مىشمرد و به راستى بزرگ است ، چرا كه يكى از عوامل مهم نجات انسان محسوب مىشود ، به شرط آن كه وجدان بيدار باشد و بر اثر كثرت گناه ضعيف و ناتوان گردد . « 1 » به هر حال اين « نفس لوّامه » ، رستاخيز كوچكى است در درون جان هر انسان كه
هامش
( 1 ) - تفسير نمونه : 25 / 275 - 276 ، ذيل آيهء 1 - 2 سورهء قيامت .