تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
و هر كس خود را از ياد [ خداى ] رحمان به كوردلى و حجاب باطن بزند ، شيطانى بر او مىگماريم كه آن شيطان ملازم و دمسازش باشد . * و بىترديد شيطان‌ها چنين كسانى را از راه خدا باز مىدارند ، در حالى كه [ با اين گمراهى سخت ] گمان مىكنند راه يافتگان واقعى آنانند ؛ * تا زمانى كه [ در قيامت ] نزد ما آيند [ به شيطانش ] گويد : اى كاش ميان من و تو فاصله و دورى مشرق و مغرب بود ، پس بد همنشينى بودى ! * و [ به آنان گويند : امروز اين گفتگو و آرزوى دورى از شيطان ] هرگز به شما سودى نمىدهد ؛ زيرا [ در دنيا ] ستم ورزيديد [ و ] اكنون همه با هم در عذاب مشترك خواهيد بود .
نيمى ز عمر در عقب قيل و قال شد * نيم دگر زعمر گران صرف حال شد گه شربت وصال خورند گاه زهر هجر * اين چند روز عمر به هجر و وصال شد دنيا امان نداد كه عقبى طلب كنم * اى ديده خون ببار كه از كف مجال شد پيرى رسيد و ماه جوانى غروب كرد * آن قامت الف صفتم شكل دال شد اين چند روز عمر كه بودم در اين جهان * كارم تمام غيبت و وزر و و بال شد سرمايه شد تمام و نكردم تجارتى * ديدى چگونه بدر تمامم هلال شد
( ساعى )