آن كه مجذوب غير حق مىشود استعدادهايش در مسير غلط به كار مىافتد و از وجود وى در حدّ خودش فرعونى خطرناك به وجود مىآيد و عاقبت به خذلان دچار شده و به تازيانهء عذاب گرفتار مىآيد و از چشم رحمت الهى مىافتد !
اى كه دارى هوس طلعت جانان ديدن * نيست بايد شدنت وانگهش آسان ديدن
آن جمالى كه فروغش كمر كوه شكست * كى توان از نظر موسى عمران ديدن
نشود تا دلت از قيد علايق آزاد * نتوان جلوهء آن سرو خرامان ديدن
تار موى خرد از ديدهء دل بيرون كن * تا به نورش بتوانى ره عرفان ديدن
چشم خفّاش بمان چشم دگر پيدا كن * نور خورشيد ازل كى بود آسان ديدن
زنگ دل پاك كن از اشك و به دل بينا شو * كان جمالى است كه نتوانش به چشمان ديدن
جان تو را بايد و پايد ، غم تن چند خورى * بگذر از تن اگرت هست سرِ جان ديدن
بر درش چند بَدى آرى و نافرمانى * هيچ شرمت نشود زين همه احسان ديدن
مزن اى فيض از اين بيش ز گفتار نفس * اگرت هست سرِ آيينهء جان ديدن
( فيض كاشانى )