و بيابانگرد و گمراه ، آن هم با اين سرعت ، جز به يارى خداوند و لطف و قهر او بود ؟
آيا تاريخ مىتواند نمونهاى از اين رفعت و سرعت نشان مىدهد » ؟ « 1 » وَ رَفَعْنالَكَ ذِكْرَكَ » « 2 »
و آوازهات را برايت بلند نكرديم .
و اين معناى واضح و روشن گرهگشايى حضرت حق از مشكلات و مكاره است كه :
فَإنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً * إنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً » « 3 »
پس بىترديد با دشوارى آسانى است . * [ آرى ] بىترديد با دشوارى آسانى است .
روى از خلق بگردان كه به حق راه اين است * سرّ و معنىّ توكّلت علىاللَّه اين است
چون بريدى طمع از خلق ، ز خود دست بدار * زانكه زادِ ره حق آن و حق راه اين است
از سرِ خواست نگوييم ز سرِ دل برخيز * دل چو نبود نتوان گفت كه دلخواه اين است
جاى آن است كه بر نفس كنى حملهء شير * كه سگى صنعت او ، حيلهء روباه اين است
بارگيرى است تن كاهل تو جان تو را * مىكند ميل به دنيا كه چراگاه اين است
هامش
( 1 ) - پرتوى از قرآن : 156 ، قسمت دوم از جزء 30 .
( 2 ) - انشراح ( 94 ) : 4 .
( 3 ) - انشراح ( 94 ) : 5 - / 6 .