متعال مىدانست كه همه قادر بر آزاد كردن بردگان نيستند ؛ پس غذا دادن را راهى به سوى بهشت خود قرار داد . » « 1 » گاهى اوقات انسان به خاطر گناه زنگار دل مىگيرد يعنى قلب او در اثر معاصى مانند سنگ سفت و سياه مىشود و اندك اندك ارزشها نزد او بىحاصل مىشود .
در روايت است كه :
مردى نزد رسول اللّه صلى الله عليه و آله رفت و از قساوت قلبش شكايت كرد . ( قلب او در اثر بىتوجهى به خيرخواهى و يارى به ديگران سخت شده است ) حضرت فرمود : آيا دوست ندارى نرم دل شوى و به خواستهات برسى ؟ به يتيم مهربانى كن و دست محبت بر سر او بكش و از غذايت به او بده ، پس دلت نرم شود و به خواستهات مىرسى . « 2 » در اينجا به اندرز حضرت اميرمؤمنان عليه السلام خوب بينديشيد كه به چه كسى تذكر فرموده و چه انتظارى از ما دارد ؟ !
در نامهء خود به عثمان بن حنيف ، كارگزار خويش در بصره نوشت :
وَ ما ظَنَنْتُ انَّكَ تُجيبُ الى طَعامِ قَوْمٍ عائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِيُّهُم مَدْعُوٌّ . . . فَاتَّقِ اللَّهَ يَابْنَ حُنيْفٍ وَلْتَكْفِكَ اقْراصُكَ ، لِيَكُونَ مِنَ النَّارِ خَلاصُكَ . « 3 »
خيال نمىكردم مهمان شدن به سفرهء قومى را قبول كنى كه محتاجشان را به جفا مىرانند و توانگرشان را به مهمانى مىخوانند ! . . . پسر حنيف ! از خدا پروا كن و قرصهاى نان خودت تو را بس باشد ، تا اين روش موجب خلاصىات از آتش جهنم گردد .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 49 / 97 حديث 11 ، باب 7 ؛ الكافى : 4 / 52 ، حديث 12 .
( 2 ) - مشكاة الأنوار : 168 .
( 3 ) - نهج البلاغه : نامهء 45 .