3 - زهد در دنيا
دنيا يعنى محلّى كه بقايى براى آن نيست ، چند روزى انسان در آن مهمان است و سپس به عالم آخرت كوچ مىكند ، آنچه را بنا كرده يا به دست آورده بايد بگذارد و برود و آمادهء حساب آن در پيشگاه حضرت حق گردد .
دنيا به تعبير قرآن و روايات محلّ مسؤوليّت ، جاى رشد ، مركز به دست آوردن معرفت و جايگاه عبادت و طاعت و خدمت به خلق است ، نه جاى ماندن و استقرار و جمع ثروت و به دست آوردن قدرت براى زور و زورگويى .
بايد در دنيا به قدر نياز از مواهب و نعمتها استفاده كرد ، و از جمع ثروت و ستم و ظلم و غفلت پرهيز داشت .
زهد در دنيا به معناى بىرغبتى به معصيت و ناپاكى و امور آلوده و حرام و پرهيز از حرص و بخل و ساير رذايل اخلاقى است . زهد به معناى نخوردن و نپوشيدن و نداشتن و ازدواج نكردن و معاشرت نداشتن با خلق خدا نيست . زهد ، يعنى دورى از حرام و از دست ندادن حلال و واجبات الهيّه است .
دنيادارى بر خلاف قواعد وحى به قيمت قطع رابطه با حق و دور شدن از فرهنگ انبيا و ائمّه عليهم السلام و از دست دادن آخرت است . عبد بايد به چنين چهرهء خطرناكى از دنيا ، زهد بورزد و با تمام وجود به چنين قيافهء موحشى بىرغبتى نشان دهد .
دنيايى كه انسان را از حقيقت و حق و رشد و كمال و درستى و فضيلت و اولياى الهى دور كند بايد از نظر انداخت و دست ارادت از دامن آن برچيد .
دنيايى كه انسان را با همكيشان و همنوعان و برادران و اقوام و مردم صالح به جنگ و دعوا و اختلاف و تفرقه بيندازد بايد از دست انداخت و نسبت به آن كمال بىرغبتى نشان داد و برابر او به زهد نشست .