نَحْنُ وَاللّهِ الْأسْماءُ الْحُسْنَى الَّتى لا يَقْبَلُ اللّهُ مِنَ الْعِبادِ عَمَلًا إلّا بِمَعْرِفَتِنا . « 1 »
به خدا قسم ، ما اسماى حسناى اوييم كه عملى از بندگان جز از طريق معرفت به ما قبول نمىشود .
اين روايت اشاره به اين حقيقت است كه شعاع نيرومند و پرقدرتى از مفاهيم آن اسما در وجود ماست كه شناخت ما به شناخت حضرت او كمك مىكند .
غرض و مقصد نهايى از معرفت اسماى الهى و احصاى آن ، اين است كه به اين اسما و صفات ايمان داشته باشد پس از آن بكوشد در وجود خود پرتوى از مفاهيم آنها را منعكس سازد ، در اين صورت هم دعايش مستجاب مىشود و هم اهل بهشت مىگردد .
اين نكته را نيز بايد توجه كرد كه شكى نيست صفات حضرت حق قابل احصا و شماره نمىباشد ؛ زيرا كمالات او نامتناهى است و براى هر كمالى از كمالات او اسم و صفتى مىتوان انتخاب كرد . ولى چنان كه از احاديث استفاده مىشود ، از ميان صفات او بعضى داراى اهميّت بيشترى مىباشد و شايد اسماى حُسنى اشاره به همين گروه ممتازتر است . « 2 » در اين جا به توضيح نكات پرارزش جملات آخر دعاى چهارم كه هفت نكته بود بر مىگرديم :
هامش
( 1 ) - تفسير نور الثقلين : 2 / 103 ؛ الكافى : 1 / 144 ، حديث 4 ؛ مستدرك الوسائل : 5 / 230 ، باب 35 ، حديث 5760 .
( 2 ) - شيخ صدوق در كتاب التوحيد : 195 به بعد و فيض كاشانى در كتاب علم اليقين : 1 / 106 به بعد ، هر اسمى از نود و نه اسم را توضيح مختصرى داده و شرح آن را نيازمند به دهها جلد كتاب دانستهاند . من از حضرت ربّ العزّه خواستهام تا توفيق شرح مفصّل اين 99 اسم را در كتابى جداگانه رفيق را هم كند ، و اميد به لطف و عنايت و رحمت و كرم او دارم كه اين برنامه پس از اتمام شرح « صحيفه سجاديه » صورت گيرد .