كند پاك و منزّه است . اگر در توضيح قدّوس بگوييم منزّه از عيب و نقص است سخنى دور از ادب نسبت به آن جناب گفتهايم . منظور از منزّه بودن حضرتش از هر وصف ، اوصاف كماليّهاى است كه اكثر عباد براساس فهم و درك خود به او نسبت مىدهند ، كه به حقيقت ، از اوصاف كمالى كه بندگان با عقل محدود خود نسبت به آن جناب فرض مىكنند پاك و منزّه است .
عبد بايد براى متّصف شدنش به اين وصف ، علم و ارادتش را به طور كامل پاك و منزّه كند و ظاهر و باطن خود را از آلودگىها دور نمايد .
علمش را از خيالات و اوهام و آنچه بهايم در فهم آنها با انسان مشترك است منزّه نمايد ، محور دانش و بينش خود را امور شريفه كلّيّهء الهيّه و معلومات متعلّق به حقايق ازليّه و ابديّه قرار دهد ، اراده و نيّتش را از آنچه برگشت به شهوات و مَطعم و مَلبس و مناظر عادى و امور جزئيّه و لذايذ حيوانى و مادّى صرف مىنمايد پاك كند ، ارادهاى جز حضرت محبوب برايش نماند ، غير شوق و عشق به لقاى دوست هوسى نداشته باشد ، تمام ابتهاج و فرح و لذّتش خلاصه در رسيدنِ به قرب حق گردد و حتّى بهشت عنبر سرشت را از اين كه هدف نهايى و مقصد آخرش باشد از نيّتش دور نمايد ، كه در ذات قلب و حقيقت دل و عمق باطن جز حضرت محبوب چيزى نماند .
60 - القوى
او بدون كمكگيرى و استعانت از چيزى داراى قدرت است و قدرت حضرتش قدرت تامّه و قدرت بىنهايت در بىنهايت است .
عبد را بايد از اين مفهوم آن چنان نصيب باشد كه در عبادت ، تحصيل علم ، به دست آوردن فضايل و كمالات و خدمت به عباد حضرت حق در كمال قوّت و قدرت ديده شود .