63 - القابض
براى لغت قابض معانى متعددى است :
1 - مالكيّت ، چنان كه در قرآن مجيد آمده است :
وَالْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ » « 1 »
در حالى كه زمين در روز قيامت يكسره در قبضهء قدرت اوست .
2 - فنا كردن شىء ، چنان كه دربارهء ميّت مىگويند : خداوندش قبض روح كرد ، و در قرآن مجيد آمده :
ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَليلًا * ثُمَّ قَبَضناهُ إلَينا قَبْضاً يَسيراً » « 2 »
آن گاه خورشيد را براى [ شناختن ] آن سايه ، راهنما [ ى انسانها ] قرار داديم . * سپس آن را [ با بلند شدن آفتاب ] اندك اندك به سوى خود باز مىگيريم .
3 - انداختن حجاب بر قلبى كه لياقت گيرندگى فيوضات الهيّه و معارف ملكوتيّه را از دست داده ، تا جايى كه آن قلب به قلب ضيِّق حَرِج و قلب قاسيه و قلب مريض وصف شود .
64 - الباسط
بسط دهندهء ارواح در اجساد ، بسط دهندهء رزق مادّى به عباد ، بسط دهندهء روزى معنوى در قلوب و بسط دهندهء معارف ملكوتيّه و آلاء و نعم معنويّه در دل عارفان و مشتاقان و والهان است .
هامش
( 1 ) - زمر ( 39 ) : 67 .
( 2 ) - فرقان ( 25 ) : 45 - 46 .