كسى به زبان ذاكر باشد ، ولى ذكر حقيقت جانش نشود و دلش به دنيا و آنچه در آن است ، سرگرم باشد او نيز غافل است . ذكر چه جلّى و چه خفى ؛ در هر صورت يا در مقام دفع ضرر است يا در مقام جلب منفعت است .
ذكر حق ، غافل از غير حق بودن و اراده و توجّه هميشگى به حق داشتن است ؛ بر اين پايه ذكر در بيدارى كافى نيست ، اگر در خواب نيز ذكر بگويد پس ذكر در جان و قلب ملكه شده است .
يكى از سرمايههاى نجات بخش در قيامت ، قلب سليم است ، در حالى كه مال و فرزند سودى براى انسان ندارد ؛ اين قلب پاك است كه ثمرهاش عمل پاك مىشود و در صحنهء قيامت ، نورانيت توليد مىكند .
خداوند مىفرمايد :
يَوْمَ لَايَنفَعُ مَالٌ وَ لَابَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ » « 1 »
روزى كه هيچ مال و اولادى سود نمىدهد ، مگر كسى كه دلى سالم [ از رذايل وخبايث ] به پيشگاه خدا بياورد .
سليم از ماده سلامت است ؛ يعنى قلبى كه از هر گونه بيمارى و آفات اخلاقى و اعتقادى دور باشد يا قلبى كه از عشق دنيا سالم باشد و غير از خدا در آن نباشد .
امام صادق عليه السلام دربارهء اين آيه فرمود :
دل سالم ، دلى است كه پروردگارش را ديدار كند در حالى كه جز او درخود نداشته باشد ، هر دلى كه در آن شرك يا شك باشد ساقط است . « 2 » يا فرمود :
قلب سالم ، قلبى است كه از دنيا دوستى سالم باشد . كسى كه صداقت نيت
هامش
( 1 ) - شعراء ( 26 ) : 88 - 89 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 67 / 239 ، باب 54 ، ذيل حديث 7 ؛ الكافى : 2 / 16 ، حديث 5 .