و تا ترك مجالست بطّالين و مغتابين و آنهايى كه سخنان پراكنده گويند و روز مىگذرانند نكند از مالايعنى خلاص نشود ، چه هيچ چيز مثل اين نيست در ايجاب قسوت و غفلت و تضييع وقت .
شانزدهم - كم خوردن و كم خفتن و كم گفتن را شعار خود ساختن كه دخل تمام در تنوير قلب دارد .
هفدهم - هر روز قدرى از قرآن تلاوت كردن ، و اقلّش پنجاه آيه است ، به تدبّر و تأمّل و خضوع ، و اگر بعضى از آن در نماز واقع شود بهتر است .
هيجدهم - قدرى از اذكار و دعوات ورد خود ساختن در اوقات معيّنه ، خصوصاً بعد از نمازهاى فريضه ، و اگر تواند كه اكثر اوقات زبان را مشغول ذكر حق دارد و اگر چه جوارح در كارهاى ديگر مصروف باشد زهى سعادت .
از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام منقول است كه :
زبان مبارك ايشان اكثر اوقات مترنّم بوده است به كلمهء طيّبهء : لاإلهَإلَّااللّهُ ، اگر چيزى مىخوردهاند و اگر سخن مىگفتهاند و اگر راه مىرفتهاند ، إلى غير ذلك ، چه اين مُمِد و معاونى قوى است مر سالك را ، و اگر ذكر قلبى رانيز مقارن ذكر لسانى سازد به اندك زمانى فتوح بسيار روى مىدهد . تا مىتواند سعى نمايد كه دم به دم متذكّر حق مىبوده باشد تا غافل نشود ، كه هيچ امرى به اين نمىرسد در سلوك ، و اين مددى است قوى در ترك مخالفت حق سبحانه و تعالى به معاصى .
نوزدهم - صحبت عالم و سؤال از او و استفادهء علوم دينيّه به قدر حوصلهء خود تا مىتواند ، كه علمى بر علم خود بيفزايد :
أَعَلَمُ النّاسِ مَنْ جَمَعَ عِلْمَ النّاسِ إلى عِلْمِهِ . « 1 »
داناترين مردم كسى است كه علم ديگران رابه علم خود بيفزايد .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 1 / 164 ، باب 1 ، حديث 1 ؛ من لا يحضره الفقيه : 4 / 395 ، حديث 5840 .