حوصلهء اين وجيزه بيرون است .
سفر كردهها فرمودهاند :
جوع و كم خورى مورث نورانيّت دل و علّت نشاط در عبادت و نردبان ترقّى براى رسيدن به مقام وصال و لقاى حضرت ربّ - جلّ و علا - است .
گر چه پر خوردن بود شيرين و چرب * ليك شمس عمر را آرد به غرب
زان كه كم خوردن به قول مصطفى * مىدهد دل را صفا ، جان را ضيا
گفت در قرآن خدا گر چه « كُلُوا » * از پى آن كرد امر « وَاشْرَبُوا »
ليك بعد از هر دو اى جان عمو * نهى سيرى كرده با « لاتُسْرِفُوا »
پرخوران رادل مكدّر مىشود * پرخوران را عقل از سر مىرود
هر كه كم خور گشت پر ادراك شد * جانش از لوث قساوت پاك شد
وان كه پرخور گشت پر آزار شد * در كسالت اوفتاد از كار شد
دوّم : صَمْت است : يعنى كم گويى و كم حرفى ، كه قيمت كم گويى آن چنان است كه حضرت مولا فرمود :
يا بُنَىَّ لَوْ انَّ الكلامَ كانَ مِنْ فِضَّةٍ كان ينبغى لِلصَّمْتِ ان يَكُونَ مِنْ ذَهَبٍ . « 1 »
اى فرزندم ! اگر گفتن به منزلهء نقره باشد ، هر آينه خاموشى طلاست .
و نيز فرمود :
مَنْ سَكَتَ فَسِلمَ . « 2 »
آن كه ساكت زيست به نجات رسيد .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 90 / 332 ، باب 19 ، حديث 21 ؛ الزهد : 77 ، باب 13 ، حديث 206 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 14 / 35 ، باب 3 ، حديث 8 ؛ وسائل الشيعة : 12 / 186 ، باب 117 ، حديث 16039 .