مركبهايى كه در اختيارشان گذاشتيم ] سوار كرديم ، و به آنان از نعمت هاى پاكيزه روزى بخشيديم ، و آنان را بر بسيارى از آفريدههاى خود برترى كامل داديم .
جملهء « بسيارى از آفريدهها » كه در آيهء فوق مشاهده مىكنيد ، شامل تمام موجوداتى است كه وديعهء خير و شر يا تكليف را بر عهده نگرفتهاند ، يعنى اين كار در صلاحيّت فطرتشان نبوده است .
در اين حكم عام ، معناى « امانت » به طور كامل واضح شد و فهميديم كه مراد از آن تنها يك چيز است : تكليف . آن دسته از مفسّران كه به اين صراحت مقصود را بيان نداشتهاند ، چندان از لوازم و متعلّقات آن سخن راندهاند كه جز بر معناى تكليف بر چيز ديگرى تطبيق نمىگردد .
فخر رازى مىگويد :
اين معنى نيز براى شما روشن باشد كه خوددارى كردن موجودات از پذيرفتن امانت مانند سرباز زدن ابليس از سجده نبود ، كه قرآن دربارهاش فرموده : « ابليس از سجده خوددارى كرد » « 1 » زيرا به دو دليل اينها باهم فرق دارند :
اول : در داستان ابليس سجده واجب شده بود ، اما در اين جا امانت پيشنهاد گرديد .
دوم : خوددارى ابليس ناشى از غرور و خودخواهيش بود ، اما در موجودات از خود كم بينى سرچشمه گرفته ؛ تمام موجودات خود را به چشم حقارت نگريستند و بار امانت را قبول نكردند ، زيرا عبارت ، وَأشْفَقْنَ مِنْها حال دردناك و شكست خوردهء آنها را بازگو مىكند . « 2 » در هر صورت اين گونه آيات دلالت بر عظمت روحى و معنوى انسان دارد و
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 34 .
( 2 ) - نخستين انسان : 28 .