خلقت انسان از گل
خَلَقَ الْإنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخّارِ » « 1 »
انسان را از گلى خشكيده مانند سفال آفريد .
« صد سال قبل اگر كسى مىگفت كه من مىتوانم يك ميخ كوچك را فقط براى دو ساعت در فضا نگاهدارم همه او را ديوانه مىخواندند و اين عمل را غير قابل اجرا مىدانستند ، ولى امروزه كه هواپيماهاى سنگين وزن با تعداد زيادى مسافر ، آسمانها را با سرعت زياد سير مىكنند و به نقاط مختلف جهان مىروند هيچ كس آن را با ديدهء اعجاب نمىنگرد و تصور مىكند كه عمل عادى و پيش پا افتاده است .
آرى ، معمّا چو حل گشت ، آسان شود .
در چهارده قرن كه نه صحبتى از ميكروسكوب در ميان بود و نه افراد ، جهان را به اين كمال و وضع شناخته بودند ، نه كسى از تركيب كامل بدن انسان اطلاع داشت و نه سلولهاى مختلف بدن و اعمال آن را مىشناخت ، اگر كسى ادعا مىكرد كه بشر از گِل آفريده شده است آيا خنده آور نمىبود ؟ آن وقت كه بشر هنوز نمىدانست استخوان آدمى از مقدار زيادى املاح آهكى و منيزيم و فسفر تشكيل يافته است ، آن وقت كه بشر اطّلاع نداشت در خون آدمى آهن ، يعنى اين عنصر سنگين به صورت تركيب جريان دارد ؛ آن وقت كه بشر نمىتوانست تصور كند در ساختمان عضلات آدمى منيزيم و آهك به كار رفته است كه از جنس خاك و گل است ، اگر كسى به اين وضوح و شايستگى كه قرآن در آيهء بالا فرموده ، شرح داده باشد كه آدمى از گل آفريده شده است تصور مىكنم اوّل بار مورد تمسخر و خندهء شنوندگان قرار مىگرفت و همين طور هم بود . ولى امروز كه اين معمّا حل شده و علم به خوبى ثابت كرده است كه اجزاى تركيب كنندهء بدن آدمى همان اجسامى را شامل است كه
هامش
( 1 ) - الرحمن ( 55 ) : 14 .