را پهن آفريد براى خرد كردن و خاييدن ، و دندان نيش را بلند آفريد تا دندانهاى كرسى را استوار كند چون ستونى كه در بنا به كار مىرود . دو كف دست را بى مو آفريد تا سودن بدآنها واقع گردد ؛ هر گاه موى داشت آدمى آنچه را دست مىكشيد در نمىيافت . موى و ناخن را بىجان آفريد ، چون بلندى آنها بد نما و بريدن آنها نيكوست ؛ هر گاه جان داشتند بريدن آنها همراه با درد سخت بود .
دل را مانند تخم صنوبر ساخت چون وارونه است ، سر آن را باريك قرار داد تا در ريهها در آيد و از باد زدن ريه خنك شود . كبد را خميده آفريد تا شكم را سنگين كند و همهء آن به دور شكم بيفتد و آن را فشار دهد تا بخارهاى آن بيرون رود . كليه را مانند دانهء لوبيا ساخت زيرا منى قطره قطره در آن مىريزد و از آن بيرون مىرود ؛ هر گاه چهار گوش يا گِرد ساخته مىشد قطرهء اولين مىماند تا قطرهء دومين در آن مىريخت و آدمى از انزال لذت نمىبرد ؛ چون منى از محل خود كه در فقرات پشت است به كليه فرو ريخته شود و كليه چون كرم بسته و باز مىشود و به اندك اندك چون گلولهاى كه از كمان پرت كنند ، آن را به مثانه مىرساند .
تا شدن زانو را به جهت پشت سر قرار داد ، تا انسان به جهت پيش روى خود راه رود ، و به همين علت حركات وى ميانه است ، و اگر چنين نبود در راه رفتن مىافتاد .
پا را از سمت زير و دو سوى ، ميان باريك ساخت براى آن كه هر گاه همهء پا بر زمين مىماند مانند آسيا سنگ گران مىشد . سنگ آسيا چون بر سر گردى خود باشد ، كودكى آن را بر مىگرداند و هر گاه بر روى زمين افتد ، مرد بزرگى به سختى مىتواند آن را مرتّب كند .
آن طبيب هندى گفت : اينها را از كجا آموختهاى ؟ فرمود : از پدرانم و ايشان از پيامبر و او از جبرئيل امين وحى و او از پروردگار كه مصالح همهء اجسام را داند .
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 257
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٥٧