تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
انسان‌ها كاملًا عوض و نيمرخ ايشان نامشخص و مبهم مىگرديد و ابر سرخ رنگى كه از بينى و دهان منتشر مىشد ، صورتها را مىپوشانيد ، و بعد از يك تمرين شديد عضلانى حجم بدن افزايش مىيافت ، زيرا حرارت مشعشعه دورادور آن را مانند هالهء سرخ رنگى فرا مىگرفت . همچنين اگر چشم از امواج فوق بنفش و پوست از امواج نورانى متأثّر مىگرديد ، يا فقط حسّاسيت هر يك از اندام‌هاى حسّى بى تناسب افزايش مىيافت باز دنياى خارج براى ما جلوهء تازه‌اى داشت . ما از وجود چيزهايى كه روى انتهاى اعصاب حسّى سطح بدن ما اثر نمىكند بى خبر مىمانيم ، به اين جهت اشعهء كسميك را با اين كه از هر طرف ما را احاطه كرده است و از ما مىگذرد اصلًا درك نمىكنيم ، گويى هر چيز براى آن كه به مغز ما برسد و درك شود بايد خود را در راه يكى از حواسّ ما بگذارد ، يعنى در يك جا شبكهء عصبى بزرگى كه پيرامون ما را فرا گرفته است متأثّر سازد . فقط عامل مجهول تلپاتى از اين قاعده مستثنى است ، و گويى در روشن بينى انسان بدون استفاده از راههاى عصبى معمولى حقايق دنياى خارجى را درك مىكند ، ولى چنين كيفيّاتى نادر است . اعضاى حسّى چون درهايى است كه از آنجا دنياى فيزيكى در ما وارد مىشود . بنابراين حالت يك فرد از جهاتى وابسته به سطح بدن او نيز هست ، زيرا مغز بر حسب پيغام‌ها و تحريكات دائمى كه از محيط خارجى به او مىرسد شكل مىپذيرد . به اين ترتيب نبايد وضع پوشش بدن خود را با عادات زندگى به سرسرى تغيير داد . به طور مثال : ما هنوز دقيقاً نمىدانيم كه اثرات مستقيم تابش نور روى پوست ما چيست ، و تا روزى كه اين مسأله روشن نشود ، نوديسم و تيره رنگ كردن پوست بدن خواه به وسيلهء آفتاب و خواه با اشعهء ما فوق بنفش ، نبايد كوركورانه از طرف مردم پذيرفته شود . پوست و ضمايمش وظيفهء نگهبان و مستحفظ دقيقى را براى ما دارد و به بعضى از عوامل دنياى فيزيكى اجازهء ورود مىدهد و از بقيه جلوگيرى مىكند ،