حقيقت تعدادى از اندامهاى حسّى ما چون گيرنده هايى در آن جا گرفته است كه بر حسب ساختمان طبيعى و خاص خود تغييرات و تحريكات دنياى خارجى را درك مىكند . دانههاى حسّ لمس كه در تمام سطح پوست پراكندهاند نسبت به فشار و درد و گرما و سرما حسّاسند . آنها كه در روى مخاط زبان قرار دارند ، طعم و مزهء اغذيه و حرارت آن را درك مىكنند . ارتعاشات صوتى روى دستگاه پيچيدهء گوش داخلى با واسطهء پرده صماخ و استخوانهاى گوش متوسط تأثير مىنمايد . شبكهاى از اعصاب شامّه كه در مخاط بينى پراكنده است نسبت به بو حسّاسيت دارد ؛ بالأخره مغز قسمتى از خود را به صورت عصب باصره و شبكيه تا نزديكى پوست مىفرستد كه از تموّجات نورانى بين قرمز تا بنفش متأثر مىگردد .
پوست در اين جا تغيير عجيب و شگفت انگيزى مىكند ، شفّاف مىشود و به صورت قرنيه و عدسى در مىآيد كه به بافتهاى مجاور مىپيوندد و در مجموعهء خود دستگاه معجزه آسايى كه آن را چشم مىناميم به وجود مىآورد ! از تمام اين اعضا رشتههاى عصبى جدا مىگردد كه به مغز يا نخاع مىرود و با واسطهء اين رشتهها دستگاه عصبى مركزى مانند پردهاى در تمام سطح خارجى بدن يعنى جايى كه با محيط خارجى در تماس است گسترده مىشود .
منظرهاى را كه از دنياى خارجى درك مىكنيم وابسته به ساختمان اندامهاى حسّى و درجهء حسّاسيت آنهاست . مثلًا اگر چشم ما از تموّجات اشعهء تحت قرمز نيز متأثّر مىشد آن وقت دنياى خارج در ديدهء ما نماى ديگرى داشت و تحت تأثير حرارت رنگ آب و سنگها و درختها در فصول مختلفه ، تغيير مىيافت ، و مثلًا روزهاى درخشان تابستان كه طبيعةً مناظر و اشيا به وضوح ديده مىشوند ، به وسيلهء مه قرمزى كدر و تيره مىگرديد ، زيرا امواج حرارتى نيز قابل رؤيت مىشد و همه چيز را مىپوشانيد . بر عكس هنگام سرماى زمستان آسمان روشنتر و درخشندهتر مىنمود و حدود اشيا به وضوح ديده مىشد ، در حالى كه قيافهء
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 261
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٦١