جهل انسان به واقعيّت خويش
قرآن مجيد در زمينهء جهل انسان به يك رشته از واقعيّت خودش مىفرمايد :
وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا » « 1 »
و از تو دربارهء روح مىپرسند ، بگو : روح از امر پروردگار من است ، و از دانش و علم جز اندكى به شما ندادهاند .
اين جهل شامل رشتههاى ديگرى از نواحى وجود او نيز مىگردد به صورتى كه كارل در مقالهء بالا اشاره كرده است . انسان در عين جهلى كه به بسيارى از نواحى وجود خود دارد ، به كشف واقعيّتهايى از دستگاه آفرينش خود موفق شده كه مطالعهء آن كشفيات ، اولًا : انسان را در دريايى از حيرت و تعجّب فرو مىبرد ، و ثانياً ، به گوشهاى از عظمت آفريدگار جهان واقف مىسازد .
مطالبى دربارهء خون بدن
دربارهء خون بدن آوردهاند :
خون مايهء زندگى است و آن در انسان و مهره داران سرخ رنگ ، و مركّب از دو قسمت است : سلولهاى خون و پلاسما . سلولهاى خون از سه گروه تشكيل يافتهاند : گلبولهاى قرمز و گلبولهاى سفيد و پلاكتها .
گلبولهاى قرمز مأمور رسانيدن اكسيژن به بافتها هستند ؛ گلبولهاى سفيد مدافع تن در برابر هجوم ميكربها و ذرّات خارجىاند و پلاكتها مانع خونريزى مىشوند . پلاسما غذاى بافتها را تأمين مىنمايد و مواد اضافى را از بافتها گرفته
هامش
( 1 ) - اسراء ( 17 ) : 85 .