انسان ، ماشينى است كه بايد دائماً مصرف كند تا ماشينهايى كه خود بردهء آنها گشته به كار خود ادامه دهند . او شاعر و قهرمان و مقدّس است و بالاخره نه تنها وجود بسيار پيچيدهاى است كه دانشمندان آن را با تكنيكهاى خاصى تجزيه مىكنند بلكه در عين حال مجموعهاى از آرزوها و تصوّرات و اميال انسانيّت نيز هست .
اطلاعاتى كه از او داريم آميخته با عوامل ماوراى طبيعى نيز هستند و در اين باره ابهام به حدّى است كه ما نه تنها به انتخاب آنچه خوشايند ماست تمايل نشان مىدهيم ، بلكه در ايدهاى كه نسبت به انسان داريم معتقدات و احساسات ما نيز بىاثر نيست . يك عالم مادى و يك دانشمند روحانى هر دو يك تعريف را دربارهء كريستالهاى نمك طعام مىپذيرند ولى در مورد وجود آدمى همعقيده نمىشوند .
محقّقاً بشريّت تلاش زيادى براى شناسايى خود كرده است ، ولى با آن كه ما امروز وارث گنجينههايى از مطالعات دانشمندان و فلاسفه و عرفا و شعرا هستيم ، هنوز جز به اطلاعات ناقص در مورد انسان دسترسى نداريم كه آنها نيز زاييدهء روشهاى تحقيقى ماست و حقيقت وجود ما در ميان جمع اشباحى كه از خود ساختهايم مجهول مانده است .
در حقيقت جهل ما از خود زياد ، و نواحى وسيعى از دنياى درونى ما هنوز ناشناخته مانده است و بيشتر پرسشهايى كه مطالعه كنندگان زندگى انسان مطرح مىكنند بدون پاسخ مىماند .
چگونه مولكولهاى اجسام شيميايى در ساختمان پيچيده و موقّتى سلولها سهم مىگيرند و زندگى را در خود نگه مىدارند ؟ چگونه ژنهاى موجوده در هستهء سلولهاى جنسى خصائص ارثى را مشخص و نمودار مىكنند ؟ سلولها با اجتماعات خود چگونه اشكال بافتى و اندامى را به وجود مىآورند ؟ گويى اينها نيز مانند زنبور عسل و مورچه وظيفهاى را كه در اجتماع به عهده دارند از پيش مىدانند
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 236
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٣٦