به رغم غير چو در بزم قرب جستى يار * به روى يار چو آيينه مات و حيران باش
( شكيب )
خون و محيط داخلى آن در كلام كارل
كارل كه از اساتيد بزرگ قرن معاصر است ، دربارهء خون و محيط داخلى آن مىگويد :
محيط داخلى ، جزئى از بافتها و از آن غير قابل تفكيك است و ادامهء زندگى براى اندامهاى بدن بدون آن ممكن نيست . تمام تظاهرات حيات عضوى و حالت سلسلهء عصبى و افكار و اميال ومحبّتها و خشونتهاى ما و زشتى و زيبايى جهان در ديدهء ما با حالت فيزيكو شيميايى اين محيط بستگى دارد .
اين محيط از خون كه در شريانها و وريدها گردش مىكند ، و مايعى كه از جدار مويرگها مىگذرد و در ما بين اندامها و بافتها نفوذ مىكند تشكيل شده است و به اين ترتيب مىتوان يك محيط عمومى شامل خون و محيطهاى موضعى كه به وسيلهء لنف بين بافتى ايجاد مىشود تميز داد .
هر عضوى به استخرى مملوّ از نباتات آبى شبيه است كه به وسيلهء نهر كوچكى سيراب مىشود . آب را كد استخر نظير با لنفى است كه سلولها در آن شناورند و مازاد تغذيهء گياهان و مواد شيميايى ديگرى كه آزاد مىكنند در آن ريخته مىشود .
ميزان ركود يا آلودگى اين به سرعت حجم جويبارى كه در آن مىريزد بستگى دارد ، همچنين تركيب لنف بين بافتى نيز به وسيلهء مقدار خون شريان مغذّى عضو تنظيم مىشود . در هر حال خون است كه به طور مستقيم يا غير مستقيم تركيب محيطى را كه در آن تمام سلولهاى بدن زندگى مىكنند مىسازد .
خون نيز بافتى مانند همهء بافتهاى ديگر بدن است و تقريباً شامل 30000