نمايم . او مىگويد :
« علومى كه از موجودات زنده به طور عموم و از فرد آدمى به خصوص ، بحث مىكنند اين قدر پيشرفت نكرده و هنوز در مرحلهء توصيفى باقى ماندهاند . حقيقت اين كه انسان يك مجموعهء پيچيده و مبهم و غير قابل تفكيكى است كه نمىتوان او را به آسانى شناخت و هنوز روشهايى كه بتوان او را در اجزا و در مجموعه و در عين روابطش با محيط خارج بشناسد ، در دست نيست ، چه براى چنين مطالعهاى دخالت تكنيكهاى فراوان و علوم مشخصى ضرورى است ، و هر يك از اين علوم نيز كه يك جنبه و يك جزء از اين مجموعهء پيچيده را مطالعه مىكند نتيجهاى خاص به دست مىآورد ، و تا آن جا كه تكامل تكنيكيش اجازه مىدهد در اين راه به جلو مىرود ، ولى مجموعهء اين مفاهيم انتزاعى از درك واقعيّت در مورد آدمى ناتوان است ، زيرا هنوز نكات پرارزش و مهمّى در تاريكى باقى مىماند و كالبدشناسى و شيمى و فيزيولوژى و روانشناسى و علم تربيت و تاريخ علم الاجتماع و اقتصاد و رشتههاى آنان به كنه وجود آدمى نمىرسند . بنابراين انسانى كه متخصصين هر رشته از اين علوم مىشناسند نيز واقعى نيست و بلكه شبحى ساخته و پرداختهء تكنيكهاى همان علم است .
از دريچهء چشم علوم مختلف ، انسان در عين حال بدنى است كه كالبدشناسان آن را مىشكافند ، نفسى است كه روانشناسان و روحانيون آن را توصيف مىكنند ، و شخصيتى است كه هر يك از ما با درون بينى به آن بر مىخوريم .
ذخيرهء سرشارى از مواد شيميايى گوناگون است كه بافتها و مايعات بدن را مىسازد . اجتماع شگفتانگيز سلولها و مايعات تغذيه است كه قوانين همبستگى آنها را فيزيولوژيستها مطالعه مىكنند . او تركيبى از اعضا و نفس عاقله است كه در بستر زمان كشانده مىشود و متخصصين بهداشت و تعليم و تربيت مىكوشند آن را در اين سير به سوى تكامل غايى آن رهبرى كنند .
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 235
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٣٥