وَالأيْنُونِيَّةِ . « 1 »
احدى نمىتواند وجود مقدّس آفريدگار را توصيف نمايد جز از طريقى كه حضرت او خودش را وصف كرده ، و آن در آيات قرآن و فرمايشهاى ائمّهء معصومين عليهم السلام است .
دانش انسان آميخته به جهل است ، آن را استعداد و قابليّتى نيست كه بتواند وجود بىنهايت در بىنهايت را وصف كند . چگونه انسان قدرت توصيف آن جناب را دارد در حالى كه اساس و پايهء دانش بشر نيروى حسّ است و حسّ از درك عظمت و جلال كبريايى ناتوان ، و آن را تناسبى با ادراك حقايق و اسرار نيست ، نيروى واهمه نيز از رسيدن به آن حقيقت محضه پايش لنگ است ، كه واهمه به طور دائم در معرض خاطرات بىاساس است . عقل اكتسابى هم به آن ساحت مقدّس عرصهء با عظمت راه ندارد ، كه آنجا را كه ميدانى نامتناهى است با مركب عقل نمىتوان رفت . وجود مبارك حضرت ربّ العزّه برتر از آن است كه به وصف واصفان در آيد ، و با ارزشتر از آن است كه نعت ثنا گويان بتواند به نعتش برخيزد .
او را نسبت به تمام موجودات قرب ذاتى است ، ولى در عين قرب در جهت مقام و علوّشأن بسيار دور دست است . در دوريش نزديك است ، و در نزديكيش دور ؛ چرا كه او قائم به ذات و ماسواى او قائم به او هستند ، و چه فاصلهاى دور تر از اين كه او قائم به خود و موجودات نسبت به او ربط محضند ، و او واجب و ديگران ممكن ، و حضرتش خالق و غير او مخلوق است . فاصلهء او از موجودات همچون فاصلهء قيّوميّت از قوّام و نور از سايه است ، ولى در عين اين فاصله به تمام موجودات نزديك است ، چرا كه او به وجود آورنده و نگهبان همهء آنهاست .
چگونگىها و عوارض و معروض آنها را حضرت او آفريد ، براين اساس
هامش
( 1 ) - الكافى : 1 / 138 ، حديث 3 ؛ التوحيد : 61 ، باب 2 ، حديث 18 .