از آن آواز معنايى درك نكند و غير صدا و صوت چيزى نشنود ، چنان كه خداوند عزيز در قرآن مجيد مىفرمايد :
وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ » « 1 »
داستان [ دعوت كنندهء ] كافران [ به ايمان ] ، مانند كسى است كه به حيوانى [ براى رهاندنش از خطر ] بانگ مىزند ، ولى آن حيوان جز آوا و صدا [ آن هم آوا و صدايى كه مفهومش را درك نمىكند ] نمىشنود . [ كافران ، در حقيقت ] كر و لال و كورند ، به همين سبب [ دربارهء حقايق ] انديشه نمىكنند .
احصاى اسماى الهى در كلام فيض
فيض بزرگوار در اين زمينه از كتاب « مقصد اسنى » نقل مىكند : « 2 » « كسى كه جز شنيدن اين الفاظ و فهم معناى لغوى آن و اقرار قلبى به اين كه اين اسما و معانى اختصاص به حضرت اللّه دارد بهرهاى نصيب او نيست ، بايد بداند كه حظّ و بهرهاش بسيار ناچيز ، و سرمايهاش در اين زمينه فوق العاده اندك است ، درجهء علمى و حالى او كم ، و چيزى در اختيارش نيست كه به آن فخر و مباهات كند .
شنيدن الفاظ غير از سلامت قوهء سامعه چيزى لازم ندارد ، و اين مسألهاى است كه هر چهار پايى از آن نصيب دارد .
فهم معناى لغوى و اين كه اين مفهوم براى اين لفظ وضع شده ، غير از دانستن زبان عرب برنامهاى نمىخواهد ، و اين چيزى است كه اديب لغوى حتّى عرب بيابانى بى سواد و جاهل به حقايق داراست .
امّا اعتقاد به ثبوت اين معانى براى حق ، بدون اين كه كشف و شهودى نسبت به
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 171 .
( 2 ) - مقصد اسنى : 21 ، باب 4 .