محبوب ، تا جايى كه موصوف به عبد ربّانى و انسان الهى گردند ، و رفيق و همراه و همراز ملأ اعلى شوند و بر بساط قرب دوست تا ابد جاى گيرند . اين منزل كه منزل سوم است محصول مرتبهء دوم كه درك عظمت صفات و انبعاث شوق و عشق است مىباشد . »
هيچ كسى به خويشتن ره نبرد به سوى او * بلكه به پاى او رود هر كه رود به كوى او
پرتو مهر روى او تا نشود دليل جان * جان نكند عزيمت ديدن مهر روى او
دل كشش نمىكند هيچ مرا به سوى او * تا كششى نمىرود روى دلم به سوى او
تا كه نَبُد از او طلب طالب او كسى نشد * اين همه جستجوى ما هست ز جستجوى او
هست همه دل جهان در سر زلف او نهان * هر كه دلى طلب كند گو بطلب ز كوى او
بس كه نشست روبرو با دل خوپذير من * دل بگرفت جملگى عادت و خلق و خوى او
( شمس مغربى )