شناخت خدا در كلام شيخ بهايى
عارف معارف ، شيخ بهايى مىگويد :
« حق تعالى چون آدمى را آفريد قابليّت آنش داد كه او را بشناسد ، پس از هر صفت بىپايان خود اندك اندك در وى تعبيه كرد ، تا از اين اندك آن بسيار و بىنهايت را تواند فهم كردن ، چنانچه از مشتى گندم انبارى را و از كوزهء آبى جويى را ، اندكى بينايى داد تا نموده شود كه همهء بينايى چه چيز است ، و همچنين شنوايى ، و دانايى و قدرت الى ما لا نهايت ، همچو عطّارى كه از انبارهاى بسيار اندك در طبلهها كند و به دكّان آورده همچنان حنا و عود و شكر و عبير و غير آن تا آن طبلهها انموذج انبارها باشد . از اين رو مىگويند :
وَما اوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إلّاقَليلًا » « 1 »
و از دانش و علم جز اندكى به شما ندادهاند .
و مقصودْ علم تنها نيست ، يعنى آن چنان كه از علم اندكى دادم از هر صفت اندك اندك دادم ، تا از اين اندك آن بىنهايت معلوم شود . »
احصاى اسماى الهى
بيان تمام اوصاف و اسماى حق از عهدهء اين جزوه خارج است . براى نمونه به ذكر روايت بسيار مهمّى كه در كتب معتبرهء حديث آمده قناعت مىكنم ، باشد كه از اين رهگذر معرفت به او بيش از پيش شود ، و عشق و رغبت به جنابش رو به تزايد رود .
رَوى فى كتابِ التَّوحيدِ بِإسنادهِ عَن مولانا الصادقِ عليه السلام ، عَن أبيه محمَّدِ بنِ علىٍّ ، عن أبيهِ علىِّ بنِ الحسين ، عن أبيهِ الحسينِ بنِ علىٍّ ، عن أبيه علىِّ بن أبى طالبٍ عليه السلام
هامش
( 1 ) - اسراء ( 17 ) : 85 .