و دربارهء عيسى عليه السلام نيز مىخوانيم كه در حال كودكى به سخن آمد و به آنها كه دربارهء او گرفتار شك و ترديد بودند گفت :
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيّاً » « 1 »
نوزاد [ از ميان گهواره ] گفت : بىترديد من بنده خدايم ، به من كتاب عطا كرده و مرا پيامبر قرار داده است .
هنگامى كه اين گونه آيات را با حديثى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله در بالا نقل كرديم كه او على را وصى و خليفه و جانشين خود قرار داد ، ضميمه كنيم روشن مىشود كه سخن « المنار » گفتار تعصّبآميزى بيش نيست .
ابن ابى الحديد از دانشمند معروف ابوجعفر اسكافى معتزلى نقل مىكند :
اين كه بعضى مىگويند ابوبكر سبقت در اسلام داشته اگر صحيح باشد چرا خودش در هيچ مورد به اين موضوع بر فضيلت خود استدلال نكرده است و نه هيچ يك از هواداران او از صحابه چنين ادّعائى را كردهاند ؟ « 2 » در هر صورت سبقت در اسلام و پابرجائى در آن تا آخر عمر از خصوصيّات صحابهء واقعى رسول خداست و در اين زمينه خديجه و على عليه السلام گوى سبقت را از ديگران ربودند .
بحثى مجدّد در عدالت صحابه
به خاطر اين كه دانشمندان اهل سنّت بر پايهء اين آيهء شريفه معتقدند كه همهء ياران پيامبر پاك و درستكار و صالح و شايسته و اهل بهشتند ، و اين آيه را دليل قاطعى بر ادّعاى خود گرفتهاند بار ديگر چون صفحات گذشته اين موضوع مهم را
هامش
( 1 ) - مريم ( 19 ) : 30 .
( 2 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 13 / 224 .