ردّ روايت « اصحابى كالنجوم » در نزد علماى اهل سنّت
قاضى عياض مالكى از فحول اعلام اهل سنّت مىگويد :
چون در سلسلهء روات اين حديث نام حارث بن قضين مجهول الحال و حمزة بن أبى حمزهء نصيبى متَّهم به كذب و دروغ برده شده قابل نقل نمىباشد .
و نيز در « شرح شفاء » قاضى عياض و در كتاب بيهقى ، نقّاد تعديل احاديث ، حكم به موضوعيّت اين حديث نموده و سند آن را ضعيف و مردود به شمار آوردهاند .
در قسمتى از مقالهء چهارم كتاب « سِرُّالْعالَمَيْن » آمده است كه صحابى بودن مانع از دچار شدن به هوا و هوس و انحراف از جادهء حق و حقيقت و بريدن از واقعيتها و چشم پوشى از حقايق نيست .
خلافت در كلام غزالى
غزالى در آن مقاله مىگويد :
« نسبت به خلافت ، اتّفاق فريقين است بر اين كه حجاب از صورت دليل برداشته شده ، همه كس واقع و حقيقت را با كمال وضوح و آشكارا فهميده است و از اين رو هر گونه شك زايل و ترديد مرتفع و به طور قطع و يقين امام على عليه السلام جانشين و خليفهء بلافصل شناخته شده .
چه ، آن كه اجماع گروههاى مختلف و جماهير مسلمين بر صحّت وقوع قضاياى غدير خم و شمول خطبهء آن روز نسبت به مورد بحث منعقد است و به اين ملاك هر اشكالى بىمورد و هر اعتراضى لغو و باطل است ؛ زيرا همين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله سخن فرسائى خود را به پايان برد ، فورى عمر مبادرت به تظاهر نموده تبريكات