قابل نقض است چه آن كه عبّاس و پسرانش و على با زن و فرزندانش و گروهى از اهل ايمان در آن اجماع شركت نداشتند ، همچنين بعضى از حاضران در سقيفه با آن اجماع مخالفت نموده ، از آن جمع خارج شدند و پس از آن هم انصار به مخالفت برخاستند . » « 1 » شما اگر به كتابهاى « الغدير » ، « عبقات » ، « مراجعات » و « نص در برابر اجتهاد » مراجعه كنيد ، وضع ناهنجار بعضى از صحابه را نسبت به خلافت ، بيت المال ، اخلاق و حقوق مردم خواهيد ديد ، كه تمام آن قضايا در آن كتب از معتبرترين روات و حفّاظ حديث و مؤلّفان عظيم القدر اسلامى نقل شده است .
برخورد متعصّابه با حق گويان
راستى كه كمال بىانصافى است ، يك مدّعى اسلام بر خلاف صريح آيات و روايات و تواريخ ، تمام صحابه را بدون استثنا خالى از عيب و نقص بداند ، و اگر متخلّف بداند معذور و مخطى در اجتهاد بداند .
عدّهء بسيارى از مسلمانان تصوّر مىكنند ، تنها شيعيان هستند كه نسبت به بعضى از صحابه بدبيناند و آنان را متخلّف از احكام صريح اسلام دانسته و ممنوع از رحمت الهى قلمداد مىكنند ، در صورتى كه اين طور نيست ، بسيارى از كتب اهل سنّت بازگوكنندهء مَثالب و معايب عدّهاى از صحابهاند و متأسفانه مؤلّفان آنها محض حقگويى و اقرار به بعضى از مسائل كه قرآن هم بر آنها دلالت دارد در زمان خود به توسط متعصّبانى كه كوركورانه ، عادت به قبول مسائل ناحق دارند به انواع بلاها و شكنجهها و سختىها دچار شدند و عمرى را به در به درى گذراندند تا از دنيا رفتند و حتّى آنان را در حالى كه تا آخر عمر پايبند به مكتب اهل سنّت و مدرسهء خلفا بودند رافضى خواندند .
هامش
( 1 ) - سِرُّالعالَمَيْن : 20 ، مقالهء چهارم ، طبع چهارم ، مطبعهء نعمان نجف .