پيروزى نزديكى را [ كه پيروزى در خيبر بود ] به آنان پاداش داد .
اگر به اين آيه استدلال شود كه خداوند از صحابيان رسولش راضى و خشنود بود ، بنابراين هر كس كه صحابى است مورد قبول و اهل نجات است ، پاسخ مىگوييم :
اولًا : خداوند مىفرمايد : از مؤمنان خشنود شد . بنابراين آنان كه ايمانشان قولى و بنابر آيات نهم و دهم سورهء بقره منافقانه بود از دايرهء رضايت حق خارجند .
ثانياً : رضايت حضرت حق تا زمانى است كه مؤمن بر عهد و پيمان و بيعتش كه عبارت از اطاعت از خدا و رسول است استوار باشد . اگر مؤمن به خاطر عللى عهد شكن شد ، به دنبال عهد شكنى رضايت حق هم از او برداشته مىشود . با توجّه به اين كه رضايت مولا عبارت است از اجر و مزد او در برابر اعمال صالحه و عقايد حقّه ، اگر اعمال صالحه و عقايد حقّهء كسى براساس آيات قرآن به درجهء حَبْط رسيد او را اجر و مزدى نخواهد بود و رضا و خشنودى حضرت رب شامل حالش نخواهد گشت .
شكستن بيعت از گناهان كبيره است ، و تاريخ صدر اسلام نشان مىدهد كه گروهى در عين اين كه از اصحاب بودند بيعت خود را با خدا و رسول الهى شكستند .
بيعت با خدا و رسول به اين معناست كه بيعت كننده از شرك ، كفر ، قتل و غارت ، زنا ، حرام ، ربا ، فرار از جنگ تا لحظهء آخر عمر بپرهيزد و تا دقيقهء آخرى كه در دنياست بر اجراى فرامين حق استوار باشد و تا پاى جان و مال در راه خدا بكوشد ، ولى بيعت همگان بدينگونه تا پايان عمر ادامه پيدا نكرد .
از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام آمده است :
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 282
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٨٢