اقتدا كرد .
ولى اهل انصاف ، و آنان كه محورى جز حق و حقيقت و بينايى و بصيرت ندارند ، اين عقيده را خلاف عقل و مخالف عدل و بر ضدّ آيات صريح قرآن و روايات رسول خدا صلى الله عليه و آله كه حتّى در كتب اهل سنّت نقل شده مىدانند و مىگويند صحابى بودن ، ملاك عدل و مقبوليّت و نجات نمىباشد و اگر بنا باشد آنان را مجتهد بدانيم :
اوّلًا : قسمت عمدهاى از اجتهادهايشان مخالف نصّ صريح كتاب و روايات رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده و اجتهادى كه اين گونه باشد مجتهدش به هيچ عنوان و با هيچ دليلى در پيشگاه حق معذور نيست .
و ثانياً : چرا همهء امّت را در هر خطائى كه مرتكب مىشوند مجتهد ندانيم ؟ به كدام دليل آنان مجتهدند و بقيّه مجتهد نيستند ؟ براساس گفتهء شما بايد هر طاغوت ، هر ستمگر ، هر ظالم ، هر مشروبخوار ، هر زناكار ، هر رباخوار ، هر آدمكش ، هر دزدى را كه ادّعاى مسلمانى دارد ، مجتهد بدانيم ، آن هم مجتهد معذور !
با توجه به اين مسأله ديگر نبوّت انبيا ، كتب آسمانى ، ولايت اوليا و حلال و حرام چه مفهومى دارد ؟ در صورتى كه هر متخلّفى چه صحابى ، چه تابعى ، چه غير صحابى و تابعى ، مجتهد باشد عذاب حق براى مجرم در قيامت چه معنائى دارد ؟ !
آنچه دربارهء عدالت همهء اصحاب و اجتهاد و وثاقت آنان در بعضى از كتب اسلامى على الخصوص كتب مكتب خلفا ، يعنى كتب مدرسهء خلفاى سقيفه و بنى اميّه و بنى عبّاس آمده ، هر عاقل منصفى را غرق حيرت و تعجّب مىكند . كدام دليل قانع كننده را از قرآن و سنّت بر اين عقيده ، دارند ؟
اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله در قرآن
گروهى دائم با پيامبر بودند ، و در تمام برنامههاى اسلامى شركت داشتند ، امّا در