مىخواند .
پس انسان هر چه از كانون امنيّت و سلامت و هدايت دينى دور گردد و راه جدايى و مبارزه را پى بگيرد نه تنها از حمايتهاى خداوند محروم مىشود ؛ بلكه در دامهاى شيطانى و ذلّتآور حيوانى اسير مىشود و زندگى او به مرگى ننگين و تلخ همراه با رسوايى دنيايى و دشنام بندگان خدا ، پايان مىيابد .
قومى كه جان به حضرت جانان همى برند * شور آب سوى چشمهء حيوان همى برند
بى سيم و زر گدا و به همّت توانگرند * اين مفلسان كه تحفه به دو جان همى برند
جان بر طبق نهاده به دست نياز دل نيست * پاى ملخ به نزد سليمان همى برند
آن دوست را به جان كسى احتياج نيست * خرما به بصره زيره به كرمان همى برند
تمثال كارخانهء مانىّ نقشبند * سوى نگارخانهء رضوان همى برند
گر گوهر است جان تو اى سيف زينهار * آنجا مبر كه گوهر از آن كان همى برند
( سيف فرغانى )