تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
ماوراى زندگى غير از عدم و بطلان چيزى ديگرى نيست . و اين ارزش را براى زندگى به خاطر اثر آن قائل است كه عبارت از شعور و اراده كه نشاط و سعادت زندگى به آن است ، پس به اين جهت همواره از جهل و نداشتن حريّت اراده و اختيار مىگريزد . انسان هم كه يكى از موجودات زنده است ، مانند همه موجودات مجهّز به سلاحى كه زندگى معنوى او حقيقت وجود اوست . همانطور كه تمامى انواع موجودات مسلّح به سلاحى كه حافظ وجود و بقايشان باشد ، هستند ، و سلاح انسان همان اراده و اختيار اوست كه خيرات و منافع او را از شرور و مضارّش مشخص نموده و او را به آن يكى سوق و از ديگرى زنهار مىدهد . اين هدايت الهى كه نوع انسانى را به سوى سعادت و خير و منافع وجودش دلالت مىكند هدايتى تكوينى است و از مشخّصات نحوهء خلقت اوست . انسان سعادت وجود خود را به طور قطع درك مىكند . و در اين دركش دچار ترديد نمىشود . اگر در جايى دچار غفلت و شبهه شود به خاطر تأثير عوامل و اسباب نامناسب ديگرى است كه موجودى را از مسير خيرات و منافع آن به سوى ضرر و شرش سوق مىدهد . همانطور كه در قرآن بر روى آن پافشارى نموده و مىفرمايد : راه سعادت و علم و عملى كه منتهى به آن مىشود بر هيچ انسانى پوشيده و مخفى نيست و هر انسانى به فطرت خود مىفهمد كه چه معارفى را بايد معتقد باشد و چه كارهايى را بايد بكند . فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَاتَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَ لِكَ الدّينُ الْقَيّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَايَعْلَمُونَ » « 1 »
هامش
( 1 ) - روم ( 30 ) : 30 .