تَعْقِلُونَ » « 1 »
بدانيد كه خدا زمين را پس از مردگىاش زنده مىكند . همانا ما نشانهها [ ى ربوبيت و قدرت خود ] را براى شما بيان كرديم تا بينديشيد .
2 - گاهى به معناى حيات حيوانى ذكر شده است :
إِنَّ الَّذِى أَحْيَاهَا لَمُحْىِ الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلّ شَىْءٍ قَدِيرٌ » « 2 »
يقيناً مردگان را زنده مىكند ؛ زيرا او بر هر كارى تواناست .
3 - زمانى به معناى حيات فكرى و عقلانى و انسانى آمده است :
أَوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِى بِهِفِى النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِى الظُّلُمتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مّنْهَا كَذَ لِكَ زُيّنَ لِلْكفِرِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ » « 3 »
آيا كسى كه [ از نظر عقلى و روحى ] مرده بود و ما او را [ به وسيلهء هدايت و ايمان ] زنده كرديم ، و براى وى نورى قرار داديم تا در پرتو آن در ميان مردم [ به درستى و سلامت ] حركت كند ، مانند كسى است كه در تاريكىها [ ىِ جهل و گمراهى ] است و از آن بيرون شدنى نيست ؟ ! اين گونه براى كافران [ به خاطر لجاجت و عنادشان ] آنچه انجام مىدادند ، آراسته شد [ تا گمان كنند اعمالى را كه انجام مىدهند نيكوست . ]
4 - گاهى به معناى حيات جاودان جهان ديگر آمده است :
يَقُولُ يلَيْتَنِى قَدَّمْتُ لِحَيَاتِى » « 4 »
هامش
( 1 ) - حديد ( 57 ) : 17 .
( 2 ) - فصّلت ( 41 ) : 39 .
( 3 ) - انعام ( 6 ) : 122 .
( 4 ) - فجر ( 89 ) : 24 .