جاى مقرّبان است و اين طايفهء سيّماند كه :
وَالسّابِقُونَ السّابِقُونَ * اولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ » « 1 »
و پيشى گيرندگان [ به اعمال نيك ] كه پيشى گيرندگان [ به رحمت و آمرزش ] اند ، * اينان مقرباناند .
تار و پود جامهء وجود ايشان از پودى ديگرست ، لاجرم گردن همّت ايشان را جز به كمند جذبهء عشق بند نتوان كرد ، كه از معدن ماوراى كَونَيْنْ گوهر اوست .
اشارت « وَالسّابِقُونَ السّابِقُونَ » مگر در حقّ ايشان بر آن معناست كه در بدايت فَطْر ، روح ايشان سابق ارواح بوده است ، و پيش از آن كه به اشارت « كُن » از مَكمن علم اللّه به عالم ارواح آمده است به سعادت قبول تشريف « يُحِبُّهُمْ » مخصوص و مشرَّف بوده و در عالم ارواح به سعادت قبول رِشاش « 2 » انوار :
إِنَّ اللّهَ خَلَقَ الْخَلْقَ فى ظُلْمَةٍ ثُمَّ رَشَّ عَلَيْهِمْ مِنْ نُورِه ، فَمَنْ أصابَهُ ذلِكَ النُّورُ اهْتَدى ، وَمَنْ أخْطَأهُ ضَلَّ . « 3 »
همانا خداوند خلايق را در ظلمت آفريد ، سپس از نور خود بر آنان پاشيد ، پس هر كه آن نور به دو رسيد هدايت يافت ، و هر كه به دو نرسيد گمراه گشت .
از ديگران اختصاصِ :
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِنَّا الْحُسْنَى » « 4 »
بىترديد كسانى كه پيشتر از سوى ما وعدهء نيك به آنان دادهاند ، از دوزخ دورشان نگه مىدارند .
هامش
( 1 ) - واقعه ( 56 ) : 10 - 11 .
( 2 ) - رشاش : آب يا اشك يا خون كه بچكد يا مانند آن ، مراد از رشاش انوار ، چكيدههاى نور مىباشد .
( 3 ) - تفسير ابن كثير : 2 / 178 ، ذيل آيهء 122 سورهء انعام .
( 4 ) - انبياء ( 21 ) : 101 .