إنّى جاعِلٌ فِى الْأرْضِ خَليفَةً » « 1 »
به يقين جانشينى در زمين قرار مىدهم .
بدين معناست ، يعنى : چنان كه قالب خليفهء روح است تا صفات روح را آشكارا كند و به نيابت و خلافت روح در عالم شهادت بر كار شود ، روح خليفهء حق است تا صفات حق آشكارا كند و به نيابت و خلافت وى در عالم غيب و شهادت به روح و قالب بر كار باشد .
پس خلايق در مرتبهء خلافت :
وَهُوَ الِّذى جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأرْضِ » « 2 »
اوست كسى كه شما را در زمين ، جانشينان [ نسلهاى گذشته ] قرار داد .
سه طايفه آمدند چنان كه فرمود :
وَكُنتُمْ أَزْوَاجاً ثَلَاثَةً * فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ * وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ * وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ » « 3 »
وشما سه گروه شويد * سعادتمندان ، چه بلند مرتبهاند سعادتمندان ! * و شقاوتمندان ، چه دون پايهاند شقاوتمندان ! * و پيشى گيرندگان [ به اعمال نيك ] كه پيشى گيرندگان [ به رحمت و آمرزش ] اند ، * اينان مقرباناند .
[
اصحاب مشئمه
]
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 30 .
( 2 ) - انعام ( 6 ) : 165 .
( 3 ) - واقعه ( 56 ) : 7 - 11 .