[
بندگى زبان بسته
] بندگى زبان بسته : آن بندگىاى است كه گردونهء عمر مرد را به دم همسرِ ناسازگارش مىبندد ، و تن زن را به بستر مردى كه از او متنفّر است مىچسباند ، چنان كه رابطهشان با زندگى رابطهء كفش است با پا .
[
بندگى گوش بسته
] بندگى گوش بسته : همان كه شخصى را به پيروى از سليقهء محيط و همرنگى با جماعت وا مىدارد ، به طورى كه شخصيّتش انعكاس صداى جامعه و سايه و همآميزى از اشيا است !
[
بندگى پاى بسته
] بندگى پاى بسته : بندگىاى كه گردن آدم نيرومند را زير فرمان حقّهء باند مىخماند و ارادهء قدرتمند را تسليم هوسهاى مشتى افتخارجوى شهرت طلب مىگرداند تا مثل عروسك به سرانگشت آنان برقصد و پس از مدتى از حركت باز ايستد و بالاخره بشكند و دور ريخته شود . « 1 »
هامش
( 1 ) - « وَبَرَزُوا لِلَّهِ جَمِيعاً فَقَالَ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللَّهِ مِن شَيءٍ قَالُوا لَو هَدَانَا اللَّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَحِيصٍ » . ابراهيم ( 14 ) : 21 .
و [ در عرصه قيامت ] همگى در پيشگاه خدا ظاهر مىشوند ؛ پس ناتوانان [ ى كه بدون به كار گرفتن عقل ، بلكه از روى تقليد كوركورانه پيرو مستكبران بودند ] به مستكبران مىگويند : ما [ در دنيا بدون درخواست دليل و برهان ] پيروِ [ مكتب ] شما بوديم ، آيا امروز چيزى از عذاب خدا را [ به پاداش آن كه از شما پيروى كرديم ] از ما بر طرف مىكنيد ؟ مىگويند : اگر خدا ما را [ در صورت داشتن لياقت ] هدايت كرده بود ، همانا ما هم شما را هدايت مىكرديم ، [ اكنون همهء سرمايههاى وجودى ما و تلاش و كوششمان بر باد رفته ] چه بيتابى كنيم و چه شكيبايى ورزيم ، براى ما يكسان است ، ما را هيچ راه گريزى نيست .