اشتهاى آن به آخر نرسد . اگر انسان يك قدم دنبال آن بردارد ، مجبور شود پس از آن چند قدم بردارد . و اگر با يكى از هواهاى آن همراهى كند ، ناچار شود با چندين تمنّاى آن همراهى نمايد . اگر يك در به روى خواهش نفس باز كنى ، لابدّى درهاى بسيارى به روى آن باز نمايى . يك وقت به واسطهء يك متابعت نفس به چندين مفاسد و از آن به هزاران مهالك مبتلا شوى ، تا آن كه خداى نخواسته در دم آخر جميع راه حق بر تو مسدود شود ، چنانچه خداى تعالى در نصّ كتاب كريم از آن خبر داده است . و البته امير مؤمنان و ولىّ امر و مولا و مرشد و متكفّل هدايت و راهنماى عائلهء انسانيّت از اين خوف دارد و ترسناك است ، بلكه روح مكرّم رسول اكرم صلى الله عليه و آله و ائمهء هدى عليهم السلام در اضطراب و وحشت است كه مبادا برگهاى درخت نبوّت و ولايت ريخته شود و خزان گردد .
فراموشى آخرت
انسان تا تنبّه پيدا نكند كه مسافر است و لازم است از براى او سير ، و داراى مقصد است و بايد به طرف آن مقصد ناچار حركت كند ، و حصول مقصد ممكن است ، عزم براى او حاصل نشود و داراى اراده نگردد .
و بايد دانست كه از موانع بزرگ اين تنبّه كه اسباب نسيان مقصد مىشود و اراده و عزم را در انسان مىميراند آن است كه انسان گمان كند وقت براى سير وسيع است ، اگر امروز حركت به طرف مقصد نكند فردا مىكند . و اين حال طول امل و درازى رجا و ظنِّ بقا و اميد حيات و رجاى سعهء وقت ، انسان را از اصل مقصد كه آخرت است و لزوم سير به سوى آن و لزوم اخذ رفيق و زاد طريق باز مىدارد و انسان به كلّى آخرت را فراموش مىكند و مقصد از ياد انسان مىرود . و خدا نكند كه انسان سفر دور و دراز و پر خطرى در پيش داشته باشد و وقت او تنگ باشد و عِدّه و