منظور من از بيان آنچه گفتم چيست ؟ مىخواهم نشان دهم كه در تمام جهان آفرينش كه ما را فرا گرفته نظم حكمفرماست . از جزء بى نهايت خُرد اتم گرفته تا بزرگترين واحد نجومى كه ما مىتوانيم تصوّر كنيم يعنى كهكشانها كه هزاران سال نورى از ما فاصله دارند ، همه بر روى مدارهاى مشخّصى و بر طبق نقشهء متشابهى در حركتند .
آيا مىتوان گفت كه همهء اينها يك امر تصادفى باشد ؟ آيا بر حسب اتّفاق است كه تودهاى از موادّ موّاج در فضا ناگهان و سر خود در اين مدارها به سير پرداختهاند ؟
من كه نمىتوانم چنين باور كنم ، ما در برابر نقشهء مشخّصى قرار داريم ؛ اين جهان عظيم اختران به من ثابت مىكند كه خدايى هست ، نيرويى وجود دارد كه اين مجموع را به روى مدار نگاه مىدارد .
اينك سرعتهاى طرح « مركورى » را با بعضى از آنچه بدان اشاره شد بسنجيم ، بسا باشد كه به خود مىباليم در اين باره پيروزى شايانى به دست آوردهايم ؛ مىتوانيم مدارى را به سرعت ساعتى 29000 كيلومتر بپيماييم ، يعنى تقريباً ثانيهاى 8 كيلومتر ، البتّه اين سرعت با ميزان درك زمينىها بس بزرگتر مىنمايد .
همچنان كه ارتفاعى كه بدان رسيدهايم - كمى بيش از 160 كيلومتر - نيز در نظر ما عظيم جلوه مىكند ، امّا نتيجهاى كه با همهء جدّ و جهد به دست آوردهايم در مقابل آنچه هم اكنون در فضا مىگذرد چيست ؟ چيزى است مسخرهآميز !
محال است كه بتوان خدا را با مقياسهاى علمى سنجيد ، محال است كه ما بتوانيم با حواسّ خود به نيروهاى روحانى دسترسى پيدا كنيم ، اينها غير قابل دركند ولى مگر نيروهاى نامحسوس ديگرى نيستند كه وجودشان نزد ما محقّق است ؟
يك هواپيما ممكن است نيرومندترين موتورها را داشته باشد و از حيث ساختمان نيز كاملًا مجهّز باشد ولى بدون نيرويى كه نامحسوس است نخواهد توانست كار مهمّى از پيش ببرد ؛ براى اين كه هواپيما بتواند وظيفهء خود را به طور
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 386
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٨٦