مىدارند ، در اين موقع ديگر دست و پا كردن صيد فايدهاى ندارد و هر لحظه با فشار تازهاى مواجه مىشود ، بالأخره چيزى نمىگذرد كه شيرهء زنندهء مخصوصى از آنها تراوش كرده و روى بدن موجود صيد شده مىريزد و آن را حلّ و قابل جذب كرده آنگاه از آن تغذيه نموده آن را جزء بدن خويش مىسازد !
6 - شاخههاى پيچنده ، نيز نمونه جالبى از فداكارى ، حمايت و دستگيرى از ضعفا را در عالم گياهان نشان مىدهد ، به اين ترتيب كه پارهاى از گياهانى كه ساقهء نازك آنها قدرت تحمّل سنگينى قامت طولانى و پر برگشان را ندارد به تنهء درختان قوىتر چسبيده و به كمك آنها به صورت مار پيچ نموّ مىكنند ، و بعضى ديگر در اثر نداشتن مادّهء كلروفيل و يا ناتوانى ريشهها نسبت به احتياجات آبى و غذايى آنها ، به كمك نباتات ديگر ادامهء حيات مىدهند ، مانند « عَشقه » كه ساقهء آن به درختهاى قوى مىپيچد و به وسيلهء ريشههاى مخصوصى كه مانند خرطوم پشّهها به ميان درخت فرو مىبرد ، مواد غذايى را كه در ميان آوندها روان است مكيده و از آن استفاده مىكند .
حالا وجدان بيدار را قاضى قرار دهيد ، آيا مىتوان اين حقايق و عجايب را معلول تصادف و اتّفاق دانست ؟ آيا اين مهندسى عجيب از يك منبع عقل و قدرت حكايت نمىكند ؟ ! اين است حقيقت الهام .
اعتراف جان گلن به شعور حاكم بر هستى
اين فضانورد معروف پس از بازگشت از سفر فضايى ، مقالهاى نوشت كه در سراسر آمريكا پخش شد ، مقالهء او بدين قرار است :
« من نمىتوانم ديده بگشايم و از آهنگى كه از سراسر طبيعت بلند است در شگفت نمانم !
كمترين نظرهاى كافى است كه به عيان ديد در همهء كارها دستى در كار است .