علم ، سخنان علمى و يا از كسى كه فقط فقيه است سخنان منظّم فلسفى و رياضى و ادبى و يا از كسى كه فقط حكيم است آثار فقهى يا رياضى صادر شود .
به طور مثال : هيچ يك از ما كه صاحب جواهر را مىشناسيم شكّ نداريم كه او فقيه بزرگى بوده است و حال آن كه او را نديدهايم و اگر هم مىديديم نمىتوانستيم به طور مستقيم : از ضمير او آگاه شويم ، امّا « جواهر الكلام » او دليل قاطعى است كه مؤلّف آن فقيه بزرگى بوده است .
ممكن است كسى بگويد : قطع و علمى كه ما در اين گونه مسائل داريم به اين معنى نيست كه هيچ گونه احتمال خلافى در كار نيست ، بلكه به اين معناست كه :
احتمال خلاف در حساب احتمالات آن قدر ضعيف است كه هيچ عقل سليمى آن را به حساب نمىآورد ، احتمال خلافى كه در كار است ، احتمال تصادف و اتّفاق است ؛ مثلًا در مورد كتاب « جواهر الكلام » ما قاطع هستيم كه مؤلّف آن فقيه بزرگى بوده امّا نه به اين معنى كه هيچ گونه احتمال اين كه او فقيه نبوده و اين نوشتهها از روى تصادف و اتّفاق تنظيم شده باشد ندهيم ؛ خير ، احتمال اين كه مؤلّف « جواهر الكلام » فقيه نبوده و نوشتهها تصادفى تنظيم شده است وجود دارد ولى به قدرى آن احتمال ضعيف است كه به حساب نمىآيد ، لهذا مىگوييم : قطع و علم داريم كه صاحب كتاب فقيه بزرگى بوده نه ظنّ و گمان ؛ احتمال تصادف در اين گونه موارد به شكل يك كسر از عددهايى كه ما مىشناسيم از قبيل يك صدم ، يك هزارم ، يك ميليونيم ، يك ميليارديم و غيره نيست ، بلكه به صورت كسر از يك عددى است كه در وهم ما نمىگنجد ، مثل اين كه فرض كنيم عدد يك را رسم كنيم و در طرف راست آن ، آن قدر صفر بگذاريم كه به كرهء ماه برسد ؛ احتمال تصادف در اين گونه موارد از قبيل يك احتمال در مقابل اين عدد غير قابل تصوّر از احتمالات است .
كرسى موريسون در كتاب « راز آفرينش انسان » مىگويد :
« ده عدد سكّهء يك شاهى را از شمارهء يك تا ده علامت بگذاريد و آنها را در
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 374
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٧٤