تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣

راه شناخت خدا

دركلمات پيشوايان دين كه نمونه‌اش خطبه‌هاى « نهج البلاغه » و « توحيد مفضّل » و برخى دعاها و برخى احتجاجات ائمّه اطهار عليهم السلام است عنايت فوق العاده‌اى به توحيد همراه با دليل و حكمت و علوم طبيعى شده است . يقينى است براى عامّهء مردم بهترين راه شناساندن خداوند همين راه است ، اكنون مىخواهيم بدانيم كه چگونه است كه تشكيلات و نظامات ساختمان موجودات ، بر وجود خداوند عليم و حكيم دلالت مىكند ! جواب اين پرسش روشن است ، همان طورى كه اصل پيدايش يك اثر بر وجود نيرويى مؤثّر دلالت مىكند ، صفات و خصوصيّات آن اثر نيز مىتواند تا حدود زيادى آيينه و نشان دهندهء صفات مؤثّر بوده باشد . مثالى ذكر مىكنيم : ما افراد انسان مستقيماً از محتويات ضمير و افكار و انديشه‌ها و ملكات اخلاقى و روحى يكديگر آگاه نيستيم و نمىتوانيم آگاه باشيم ، بديهى است كه نه من مىتوانم مستقيماً ضمير شما را بخوانم و بلاواسطه از نيّت و صفات اخلاقى شما آگاه گردم و نه شما مىتوانيد مستقيماً از ضمير من آگاه شويد ، ولى در عين حال تا حدّ زيادى به محتويات ضمير يكديگر پى مىبريم بدون آن كه كوچكترين ترديدى به خود راه دهيم . ما دربارهء شخص معيّنى اعتقاد علمى پيدا مىكنيم و او را به عنوان عالم مىشناسيم ، به چه دليل ؟ به دليل آثار قولى و كَتْبى كه از او ديده‌ايم ، ما يكى را فقيه ، يكى را حكيم ، يكى را رياضىدان ، چهارمى را اديب مىدانيم ، چرا ؟ براى اين كه از اوّلى ، سخنان و نوشته‌هاى فقهى و از دوّمى ، سخنان و نوشته‌هاى حِكَمى و از سوّمى ، رياضى و از چهارمى ، ادبى شنيده و ديده‌ايم . به حكم سنخيّتى كه لازم است ميان اثر و مؤثّر بوده باشد امكان ندارد كه از فاقد