ذلِكَ بِهِمْ وَلا أذَىً
وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ » « 1 »
فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ دَرَجاتِهِمْ ، وَاصْبِرُوا عَلى نَوائِبِ دَهْرِكُمْ تُدْرِكُوا سَعْيَهُمْ . « 2 »
اگر مردم آنچه در فضل معرفت منعم است مىدانستند ، چشم به آنچه كه از دنيا ، كفّار به آن دلخوشاند نمىدوختند ، دنيا در نظرشان از خاكى كه قدم برآن مىگذارند پستتر و كمتر مىنمود و هر آينه متنعّم و متلذّذ به معرفت مىشدند مانند لذّت بردن دائم در بهشت با اولياى خدا .
معرفت منعم ، انس هر وحشت ، دوست و مصاحب هر تنهايى ، نور هر تاريكى ، قوّت هر ضعف و شفاى هر دردى است .
قومى قبل از شما بودند كه آنان را كشتند و به آتش سوزاندند ، و با ارّه قطعه قطعه كردند ، زمين با وسعتش برآنان تنگ شد ولى به خاطر معرفتشان از خدا دست نكشيدند ، تنها جرمشان هم ايمان به خداى عزيز حميد بود .
درجات آنان را براى خود از خدا بخواهيد ، در راه معرفت بر سختىهاى روزگار حوصله و صبر كنيد تا آنچه آنان نصيبشان شد نصيبتان شود .
دل را چو كرد عشق تهىّ و فرو نشست * اى صبرِ با وقار تو برخيز كونشست
بى بند عشق هيچ كس از جاى برنخاست * در حلقهاى كه آن بت زنجير مو نشست
هامش
( 1 ) - بروج ( 85 ) : 8 ؛ و از مؤمنان چيزى را منفور و ناپسند نمىداشتند مگر ايمانشان را به خداى تواناى شكستناپذير و ستوده .
( 2 ) - الكافى : 8 / 247 ، حديث 347 ؛ جامع السعادات : 1 / 112 .