و مقدّرات الهى با وى مساعدت ننمايند و او به آرزوهايش نرسد ، آنگاه با اندوه و حسرت فراوان از جهان بيرون رود و با رنجهاى فراوان وارد آخرت گردد .
چه نيكوست كه انسان عمر خود را با خدا معامله كند و با چهرهاى باز و دلى شاد به حضرت حق وارد شود .
إنَّ أوْقاتِكَ أجْزاءُ عُمْرِكَ ، فَلاتُنْفِدْ لَكَ وَقْتاً إلّافيما يُنْجِيكَ . « 1 »
بدون شك اوقاتى كه مىگذرانى پارههاى عمر تو هستند ، لذا نبايد وقت خود را تمام كنى مگر در چيزى كه نجات تو در آن باشد .
اگر دنيا را با عينك توحيد و چشم انبيا و اوليا ببينيم ، جائى است كه راه هر گونه رشد و كمال در آن به روى انسان باز است ، اگر از نعيم آن به طور صحيح استفاده شود آدمى به ذروهء اعلا و به عالم ملكوت و به جهان ملكوت و به جهان ابدى مىرسد و هرگز حاضر نمىشود ثانيهاى از وقت خود را در غير راه حقّ مصرف كند ، در حقيقت دنيا را مقدّمهء آخرت گرفته و از حضيض خاك ، خود را به اوج افلاك معنوى مىرساند . و اگر از چشم بى خبران و مادّيگران به آن نظر شود جاى عيش و نوش و ظلم و ستم و آميختن حقّ به باطل و باطل به حقّ است ، در اين صورت از انسان چهرهاى بدتر از گرگ و روحى بى معناتر از جماد و قلبى سختتر از سنگ ساخته مىشود .
امام على عليه السلام به وضع بينايان و كوردلان در جملات زير اشاره دارد ، بينايانى كه از تمام لحظات عمر براى به دست آوردن خشنودى حق و بهشت عنبر سرشت بهره گرفتند و نابينايان كوردلى كه جز مَظلمه و وزر و و بال چيزى بار پرونده نكردند :
إنَّ الدُّنْيا مُنْتَهى بَصَرِ الْأعْمى ، لا يُبْصِرُ مِمّا وَراءَها شَيْئاً ؛ وَالْبَصيرُ يُنْفِذُها بَصَرَهُ و يَعْلَمُ أنَّ الدّارَ وَراءَها . فَالْبَصيرُ مِنْها شاخِصٌ ، وَالْأعْمى
هامش
( 1 ) - غرر الحكم : 159 ، حديث 3025 ؛ عيون الحكم والمواعظ : 159 .