تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
بر او وارد شدم وى را غرق در انديشه ديدم ، گفتم : چيست ؟ فرمود : من شهيد ثانى هستم براى اين كه ديشب خواب ديدم سيّد مرتضى مهمانى دارد و تمام علماى اماميّه جمعند ، من چون وارد شدم به من گفت : كنار شيخ شهيد بنشين ؛ اين دليل بر شهادت من است . و عاقبت هم شهيد شد . » « 1 »

سيّد مهدى قزوينى و ارزش وقت

حالات عجيب عالم بزرگ سيّد مهدى قزوينى هر انسانى را غرق حيرت مىكند . اين گونه اشخاص براى تمام مردم جهان الگو ، اسوه و سرمشق‌اند . محدّث نورى كه به گفتهء خودش زياد خدمت آن مرد بزرگ رسيده بود مىگويد : « اين كرامات و مقامات از سيّد مرحوم بعيد نبود ، چه او علم و عمل را از عمّ خود جناب سيّد باقر صاحب اسرار و خال خود جناب بحر العلوم - أعلى اللَّه مقامهم - ميراث داشت . عمّ اكرمش او را تأديب نمود و تربيت فرمود و بر خفايا واسرار مطّلع ساخت تا رسيد به آن مقام كه نرسد به حول آن افكار و دارا شد از فضايل و مناقب مقدارى كه جمع نشد در غير او از علماى ابرار . اوّل آن كه : آن مرحوم بعد از آن كه هجرت كردند از نجف اشرف به حلّه و مستقر شدند در آن جا و شروع نمودند در هدايت مردم و اظهار حق و ازهاق باطل ، به بركت دعوت آن جناب از داخل حلّه و خارج آن زياده از صد هزار نفر از اعراب ، شيعهء مخلص اثنا عشرى شدند و شفاهى به حقير فرمودند : چون به حلّه رفتم ديدم شيعيان آن جا از علائم اماميّه و شعار شيعه جز بردن اموات خود به نجف اشرف چيزى ندارند و از ساير احكام و آثار عارى و برى ، حتّى از تبرّاى از أعداء اللَّه . به سبب هدايت او همه از صلحا و ابرار شدند و اين فضيلت بزرگى است كه از
هامش
( 1 ) - خاتمة مستدرك الوسائل : 2 / 259 ، به نقل از رسالهء بغية المريد .
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 258 | شيخ حسين انصاريان