از آنها چيزى نبود .
صدر المتألّهين در كتاب با عظمت « أسفار » مىگويد :
وَ لَيْسَ الْإبْداعُ وَالْإنْشاءُ تَرْكيباً و لاتَأْليفاً بَلْ تَأْسيساً وَإخراجاً مِنَ الْعَدَمِ إلَى الْوُجُودِ . « 1 »
ابداع و انشا ، به وجود آوردن موجود از تركيب و تأليف چند شئ نيست ، بلكه به وجود آوردن موجود ، بدون سابقهء مادّه و مثال و شىء است ؛ و در حقيقت پديد آوردن موجود است در حالى كه قبل از وجود ، چيزى نبوده و به چيزى تكيه نداشته و ريشه در برنامه و مسألهاى برايش نبوده است .
ابداع و انشا و اختراع چيزى جز به وجود آمدن موجود با علم و قدرت حضرت حقّ نيست ؛ و در حقيقت ، اراده و مشيّت و ابداع و اختراع و فعل و انشاى همان موجود است كه به وجود آمده . و به بيان ديگر : موجودات آفرينش تجلّى اسماى و صفات او به صورت فعلند .
مير داماد كه از شخصيّتهاى كمنظير فلسفى شيعه است مىگويد :
« ابداع ، عبارت از خروج از جوف عدم صريح به متن وجود و ثبات در عالم دهر است » . و در جاى ديگر مىگويد : « ابداع عبارت از ايجاد شىء غير مسبوق به مادّت و مدّت است » . « 2 » البتّه آنچه فعلًا مشاهده مىشود ، پديد آمدن اشيا با تكيه بر قاعدهء تركيب و تأليف است ؛ و در حقيقت نظام موجودات نظام علّى و معلولى است و اين مسألهء هيچ منافاتى با ابداع و اختراع ندارد ؛ زيرا تمام موجودات هستى وقتى به مادّهء اوّليّهء خودش برگردانده شود ، آن مادّهء اوّل و ريشهء اصلى موجود ، بدون سابقهء مادّه و مثال و منهاى تركيب و تأليف به وجود آمده و وجودش فقط و فقط تكيه بر اراده و مشيّت
هامش
( 1 ) - الاسفار الاربعة : 2 / 221 .
( 2 ) - فرهنگ علوم عقلى : 5 .