تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
داستانى مفصّل و حكايتى بس عجيب دارد كه از عهدهء فقير و مستمند و محتاج و نيازمند و جاهلى دردمند چون من ساخته نيست ؛ دراين زمينه لازم است به كتب مربوطه مراجعه كنيد و از انوار اين آيات كريمه باطن خود را آراسته نموده ، به طىّ منازل عرفان و مقامات عشق نايل شويد . به قول عارف شيراز ، شيخ مصلح الدين سعدى :
من بى مايه كه باشم كه خريدار تو باشم * حيف باشد كه تو يار من و من يار تو باشم تو مگر سايهء لطفى به سر وقت من آرى * كه من آن مايه ندارم كه به مقدار تو باشم خويشتن بر تو نبندم كه من از خود نپسندم * كه تو هرگز گل من باشى و من خار تو باشم هرگز انديشه نكردم كه كمندت به من افتد * كه من آن وقع ندارم كه گرفتار تو باشم نه در اين عالم دنيا كه در آن عالم عقبى * همچنان بر سر آنم كه وفادار تو باشم خاك بادا تن سعدى اگرش مىنپسندى * كه نشايد كه تو فخر من و من عار تو باشم
( سعدى شيرازى )

تفسيرى ديگر بر « الحمد للّه

تفسير « كشف الأسرار » در جلد اوّل در نوبت سوّم ترجمهء حمد گويد : الحمد للّه : ستايش خداى مهربان ، كردگار روزى رسان ، يكتا در نام و نشان ، خداوندى كه ناجسته يابند و نادريافته شناسند و ناديده دوست دارند ، قادر است بى احتيال ، قيّوم است بى گشتن حال ، در ملك ايمن از زوال ، در ذات و نَعت متعال ، لم يزل و لا يزال ، موصوف به وصف جلال و نعت جمال ، عجز بندگان ديد در شناختن قدر خود و دانست كه اگر چند كوشند نرسند و هر چه بپويند نشناسند و عزّت قرآن به عجز ايشان گواهى داد :