برخورد مىكرد و صدايى از آن مىشنيديم كه حالى از يأس و نوميدى بود ، درواقع گاهى مىمرديم و گاه زنده مىشديم . . . در بحبوحهء اين حوادث كارهايى راكه رؤسا و دريا نوردان ، نسبت به اين كشتى انجام مىدادند كارى مهمّ و دشوار بود آن را وارد تنگههايى مىكردند و مانند سوار كا رى كه ، لجام اسب سركش را رها كند ، آن را به حركت در مىآوردند و با اين كار ، عملى شگفت انگيز به وجود مىآوردند كه در وصف نمىگنجد . » « 1 » همچنين ابن بطوطه ، جهانگرد طنجى ( قرن 14 م ) درگفتهء خود مشكل حركت در اين دريا را ياد آورشده و مىگويد : « به دليل وجود سنگهاى زياد در اين دريا ، شب هنگام درآن مسافرت صورت نمىگرفت ، بلكه از هنگام طلوع خورشيد تا غروب مسافرت انجام مىشد و لنگر مىانداختند و در خشكى فرود مىآمدند و صبحگاهان سوار بر كشتى مىشدند ، آنها ناخداى كشتى را ربّان مىنامند و سكان دار كشتى پيوسته در قسمت جلو شناور بر محل سنگهااطّلاع حاصل مىكند و آنها را بنات مىنامند » « 2 » اما محمدبن قاسم نويرى ، مورخ سكندرى ، صحنهاى زيبا از برخى عادتها و رسومى كه بين كشتيرانان اين دريا رواج دارد بيان مىكند و با اشاره به نام بعضى از كشتىهاى اين دريا و طريقه ساختن و تعمير آنها ، مىگويد : كشتيهاى درياى يمن ( سرخ ) ، مانند كشتيهاى درياى روم ( مديترانه ) درآنها ميخ به كار نرفته است بلكه با قنبار كه همان ليف پوست درخت نارگيل است « 3 » دوخته مىشد ، و اين كار به دليل وجود كوههاى مغناطيسى بود كه در درياى هندويمن وجود داشت چون اگر آهن از نزديكى آن عبور مىكرد به جهت خاصيت
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 61
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص٦١
هامش
( 1 ) - رحلهء ابن جبير ، ص 51 - 52 ، ( چاپ بيروت ) .
( 2 ) - رحلهء ابن بطوطه ، ج 2 ، ص 162 - 163 ( چاپ اروپايى ، انتشار و ترجمه دفريمرى و سانجنيتى ) .
( 3 ) - ابن بطوطه مىگويد كه اين ليف در مصر بر ساحل عيذاب دبّاغى مىشد و سپس با عصاى آهنى آن رامىكوبيدند و آنگاه زنان آنها را مىرشتند و از آن طنابهايى كه به وسيلهء آن تختههاى كشتى به جاى استفاده ازميخ ، به يكديگر دوخته مىشد و سپس ميان آنها ميخهاى چوبى قرار مىدادند و آن را با مواد چربى مانند روغن كرچك و روغن كوسهماهى ، روغن مالى مىكردندتا چوبهاى آن در برخورد با صخرههاى دريا ، انعطاف پذير باشد .