فراوانى كه در اين دريا وجود دارد ، منسوب است . مصريان قديم ، نام « الاخضر العظيم » را بر آن اطلاق مىكردند ، « 1 » اما اعراب ، نامهاى متعددى را برآن استعمال مىكردند ، كه نام همان شهرهايى بود كه بر آن اشراف داشت مانند : درياى قلزم ، درياى جده ، « 2 » درياى عيذاب ، « 3 » درياى يمن ، « 4 » درياى حجاز ، « 5 » و درياى فرعون « 6 » و شايد نام اخير ، حاكى از سرگذشت غرق شدن فرعون مصر به هنگام تعقيب حضرت موسى ( ع ) ، در اين دريا باشد . نوشتارهاى مورّخان و جغرافى دانان عرب ، همه اتفاق دارند كه درياى سرخ ، در طبيعتش ، كشتيها بادها و طوفانهايش و همچنين راههاى كشتيرانى موجود درآن با درياى مديترانه ، تفاوت دارد . ابنجبير ( 1217 م ) ، جهانگرد اندلسى بلنسى مشكلاتى راكه هنگام عبورش ازاين دريااز عيذاب به سوى جدّه با آن روبرو بوده است چنين بيان مىكند : « فرود آمدن ما درجده با شكر گزارى خداى - عزّ و جلّ - صورت گرفت و هم او را سپاسگزارى كرديم كه از ترس و وحشتى كه در مدت آن هشت روز درنگ ما در دريا ، گريبانگير آن بوديم به سلامت نجات يافتيم ، صحنهاى و حشتزا بود كه خداوند به لطف و كرم خود ما را از آن مصؤن نگه داشت از جمله صحنههايى كه در دريا پيش مىآمد ، وزيدن بادهاى مختلف و صخرههاى فراوان بود . مشكل ديگر ، كمبود شناور و ناهماهنگى و شكستن پى در پى آنها هنگام بر افراشتن بادبان و فرود آوردن آن و يا كشيدن لنگرى از لنگرهايش بود و چه بسا گاهى قسمت تحتانى جلبه « 7 » هنگام حركت بر صخرهاى از آن صخرههاى سخت
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 60
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص٦٠
هامش
( 1 ) - محمد سيدغلاب ، منطقة السويس الجغرافيه خلال التاريخ ، ص 7 .
( 2 ) - رحلهء بن جبير ، ص 35 ، چاپ بيروت .
( 3 ) - همان مدرك ، ص 44 .
( 4 ) - همان مدرك ، ص 46 .
( 5 ) - نويرى سكندرى ، كتاب الالمام ، ورق 123 ، ب ( نسخه برلين ) .
( 6 ) - ابوشامه ، كتاب الروضتين ، ج 1 ، ص 191 .
( 7 ) - جمع جلبه ، جلاب و جلباب است و آن ، يك نوع كشتى از كشتيهاى درياى سرخ است ، كه در ساختمان آن ، ميخ به كار نرفته است .