تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
فرماندار شهر ، پرچم سلطان مصر را برفراز كاخ خود برافراشت . پس از آن رزمناوهاى اسلام به سوى جنوب و منطقه اسكله ها پيشروى كردند . در اينجا يك ناوگان قبرسى متشكل از يازده كشتى ، راه را بر آنان گرفت و آنها در برابر ساحل لارناكا
akanraL

به سختى با هم درگير شدند . كه با شكست قبرسيها به پايان رسيد . و آنان زير باران سلاحهاى مسلمانان به پهنه دريا گريختند . سپس مسلمانان در اسكله پياده شدند تا با سپاه پادشاه بجنگند . آنان بر اين سپاه نيز پيروز شدند و شمار بسيارى از افراد آن را به اسارت گرفتند و اسكله ها و روستاهاى مجاور را غارت كردند . مسلمانان پس از چند روز به شهر ليماسول در جنوب رفتند و بر آنجا مسلّط شدند ، فرماندار اين شهر نيز پرچم سلطان را بالا برد . پيش از آنكه مسلمانان طرح حمله به پايتخت قبرس يعنى « نيكوزيا » رابه اجرا درآوردند ، با خبر شدند كه ونيز ، سپاه كمكى نيرومندى رابراى كمك به قبرس فرستاده و شاه جانوس لوزنيان مشغول تجديد سازمان نيروهايش گرديده است ، در اين هنگام ، فرماندهء كل عمليات دريايى اسلامى ، « اميرسيف الدّين جرباش ظاهرى » بهتر آن ديد كه با اين پيروزيها و غنايم بى شمار به مصر باز گردد . وى در سپتامبر 1425 ميلادى ، به قاهره رسيد و غنايم و اسيران خود را در يك جشن پيروزى مردمى و گسترده در برابر پادشاه به نمايش گذاشت . « 1 » حمله سوّم - سال 1426 ميلادى ( 829 ه ) : حمله دوّم ، هدف مورد نظر بر سباى رابر آورده نكرد ، زيرا هدف او تسليم قبرس در برابر نفوذ مصر بود ، به همين دليل ، دستور داد ، هجوم سوّمى را تدارك ببيند . آمادگى بر سباى براى اين حمله از نبرد قبلى بيشتر بود ، زيرا در سراسر كشور اعلام جهاد كرد و گروه بسيارى از مردم مصر و شام نداى او را لبيك گفتند تا آنجا كه سلطان ناگزير شد داوطلبان بسيارى را رد كند ، زيرا در كشتيهاى موجود براى

هامش
( 1 ) - صالح بن يحيى ، اخبار السلف ، ص 245 - 247 ،( Ziada : th Mamluk conquest of cyprus , cit )امير صالح بن يحيى كه خود در اين حمله حضور داشته مى افزايد ، سلطان ، دويست دينار و يك خلعت به او داده و « دوادار امير اركاس » نيز از او پذيرايى كرده و به خانه اش برد و همه روزه صبح و شام براى او مهمانى ويژه اى ترتيب مى داد تا به بيروت رفت .
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 137 | احمد مختار العبادى / سيد عبدالعزيز سالم